این حسین کیست که عالم همه دیوانه ي اوست...
به مناسبت نزدیک شدن به روز عاشورا می خوام قسمتی از حوادث رخ داده در اون روز عظیم رو براتون بگم:

قبل از شهادت امام حسین (ع):
سپاه امام متشکل از سه قسمت به فرماندهی «زهیر بن قین» «حبیب بن مظاهر»و خود امام و علمداری برادرش «حضرت ابالفضل العباس» بود که شامل 32 سواره و 40 تن پیاده نظام در مقابل سپاه 10000 نفری «عبیدالله بن زیاد» به فرماندهی «عمر بن سعد»بود.
امام(ع) قبل از درگیری سپاه دشمن را به پند و اندرز و جلوگیری از کشتار مسلمانان دعوت کرد ولی دشمن به علت غرور ناشی از کثرت سپاه حاضر به صلح نبود و جز تعدادی از جمله «حر بن یزید» بقیه در سپاه ابن زیاد موندند.
بعد از این سخنرانی امام عمر بن سعد فرمان حمله گروهی به سپاه امام رو داد که تمام معادلات نظامی به خاطر ایمان بالای یاران امام در هم ریخت و سپاه دشمن نگران شد و دستر نبرد انفرادی رو صادر کردند به خاطر این که عده ای از سپاه ابن زیاد از جنگ با امام و فرزندان پیغمبر اکراه داشتند و همین باعث طولانی شدن نبرد شد.
نماز ظهر عاشورا:
به هنگام ظهر یکی از یاران امام به نام «ابو ثمامه» امام رو از وقت نماز آگاه کرد که امام از سپاه دشمن خواست که به اونا وقت بدند که نماز ظهر رو به جا بیارند که با مخالفت عمر سعد امام جنگ رو یک طرفه رها کرد و نماز خوف (نماز موقع جنگ)رو به کردند به گونه ای که عده ای از سپاه امام سپر تیرهای دشمن شدند.«سعید بن عبدالله» از جمله یارانی بود که خود ش رو سپر امام قرار داد تا نماز ایشان تموم شد.
نبرد دلاوران:
بعد از نماز دلاورانی چون حبیب بن مظاهر،حرريا،بریر،حضرت علی اکبر،قاسم،و حضرت ابالفضل تک تک به میدان نبرد رفتند و شهید شدند. هنگامی که امام حسین تنها شد و یک تنه با دشمن میجنگید گاهی رو به این شهیدان میکردند و میفرمودند:ای عباس ای علی اکبر ای قاسم ای زهیر ای حر کجایید؟
هنگامی که موقع رزم امام رسید زنان و کودکان رو در خیمه جمع کردند و به آنها سفارش کردند که صبور باشند و با اونها خداحافظی کردند و به سمت میدان اومدند ولی هر موقع فرصتی به دست می واردند به سمت خیمه برمیگشتند و دوباره با اونها خداحافظی میکردند.
شهادت طفل شش ماهه:
در یکی از این بازگشت ها به سوی خیمه ها فرزن شش ماهه خود حضرت علی اصغر برای سیراب کردنش بیرون اوردند و به سمت سپاه دشمن رفتند و تقاضای آب کردند ولی سپاه دشمن به این طفل بیگناه رحم نکردند و با فرمان عمرسعد ایشان را تیربارن کردند که حضرت علی اصغر در آغوش پدر غرق به خون شدند و امام پیکر مطهر ایشان را به خیمه ها برگردوندند.
شهادت امام حسین:
هنگامی که برای آخرین بار به میدان رزم برگشتند به مبارزه پرداختند و به علت کثرت جراحات بر زمین افتادند و آماده مهمانی خدا شدند.در این بین «شمر ذی الجوشن »با قساوت تمام به سمت بدن مطهر ایشان رفتند در حالیکه رمقی در بدن ایشان بود سر از تنش جدا کرد و سر بریده را تحویل«خولی» داد تا نزد «عمر سعد»منتقل کند.
پس از شهادت امام:
سپاه دشمن به سمت خیمه ها روانه شدند و آنها رو به آتش زدند و زنان و بچه ها و امام سجاد رو به اسارت گرفتند . و در جلوی چشم ایشان بر پیکر مطهر شهیدان با اسب تاختند .عمر سعد سر مبارک امام رو نزد ابن زیاد بردند و سرهای مطهر دیگر شهیدان رو هم بین سپاه خود تقسیم کردند تا از ابن زیاد پاداش بگیرند.
امیدوارم همتون حسینی باشید...





وبلاگ دانشجویان رشته ی برق گرایش کنترل موسسه آموزش عالی (دانشگاه) غیر انتفاعی علامه فیض کاشان