وداع با ماه مبارک رمضان

 

وداع ماه مبارک رمضان 

 

ای خــالـقِ کــون ومـَـکـــان وی رَهــنــَـمـــای اِنــس وجـــــان

اَ لْــکــَـن بـــــود طـَـبــع و زبـــــان ســازد سـِـپـاسَـت را بــیــان

بـگـذشــتـــه عــُـمـر مــا ولــی بــَـر جــا بـــود شــهــر صــیــام

لـیـکـن در ایـن مــَــه بــوده ایــم بــر خــوان مِهـرَت مـیــــهـمـان

ادامه نوشته

درد های اجتماعی

 


صادق هدایت که از پیشگامان داستان‌نویسی نوین ایران و روشنفکری برجسته بود، در کتاب بوف کور خود می نویسد :

در زندگی درد هایی است که روح انسان را از درون مثل خوره می خورند و می زدایند، این درد ها را نه می شود به کسی گفت و نه می توان جایی بیان کرد! و اینک؛ سی و هفت درد و عیب اساسی اجتماعی ما  که هیچوقت درمان نشد!

1. اکثر ما  تخیل را به تفکر ترجیح می دهیم.

2. اکثر مردم ما در هر شرایطی منافع شخصی خود را به منافع ملی ترجیح می دهیم.

3. با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم.

4. به بدبینی بیش از خوش بینی تمایل داریم.

 5. بیشتر نواقص را می بینیم اما در رفع آنها هیچ اقدامی نمی کنیم.

 6. در هر کاری اظهار فضل می کنیم ولی از گفتن نمی دانم شرم داریم.

 7. کلمه من را بیش از ما به کار می بریم.

 8. غالبا مهارت را به دانش ترجیح می دهیم.

 9. بیشتر در گذشته به سر می بریم تا جایی که آینده را فراموش می کنیم.

 10. از دوراندیشی و برنامه ریزی عاجزیم و غالبا دچار روزمرگی و حل بحران هستیم.

 11. عقب افتادگی مان را به گردن دیگران و توطئه آنها می اندازیم، ولی برای جبران آن قدمی بر نمی داریم.

 12. دائما دیگران را نصیحت می کنیم، ولی خودمان هرگز به آنها عمل نمی کنیم.

 13. همیشه آخرین تصمیم را در دقیقه 90 می گیریم.

 14. غربی ها دانشمند و فیلسوف پرورش داده اند، ولی ما شاعر و فقیه!

 15. زمانی که ما مشغول کیمیاگری بودیم غربی ها علم شیمی را گسترش دادند.

 16. زمانی که ما با رمل و اسطرلاب مشغول کشف احوال کواکب بودیم غربی ها علم نجوم را بنا نهادند.

 17. هنگامی که به هدف مان نمی رسیم، آن را به حساب سرنوشت و قسمت و بد بیاری می گذاریم، ولی هرگز به تجزیه تحلیل علل آن نمی پردازیم.

 18. غربیها اطلاعات متعارف خود را در دسترس عموم قرار میدهند، ولی ما آنها را برداشته و از همکارمان پنهان میکنیم.

 19. مرده هایمان را بیشتر از زنده هایمان احترام می گذاریم.

 20. غربی ها و بعضا دشمنان ما، ما را بهتر از خودمان می شناسند.

 21. در ایران کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد.

 22. فکر می کنیم با صدقه دادن خود را در مقابل اقدامات نابخردانه خود بیمه می کنیم.

 23. برای تصمیم گیری بعد از تمام بررسی های ممکن آخر کار استخاره می کنیم.

 24. همیشه برای ما مرغ همسایه غاز است.

 25. به هیچ وجه انتقاد پذیر نیستیم و فکر می کنیم که کسی که عیب ما را می گوید بدخواه ماست.

 26. چشم دیدن افراد برتر از خودمان را نداریم.

 27. به هنگام مدیریت در یک سازمان زور را به درایت ترجیح می دهیم.

 28. وقتی پای استدلالمان می لنگد با فریاد می خواهیم طرف مقابل را قانع کنیم.

 29. در غالب خانواده ها فرزندان باید از والدین حساب ببرند، به جای اینکه به آنها احترام بگذارند.

 30. اعتقاد داریم که گربه را باید در حجله کشت.

 31. اکثرا رابطه را به ضابطه ترجیح می دهیم.

 32. تنبیه برایمان راحت تر از تشویق است.

 33. غالبا افراد چاپلوس بین ما ایرانیان موقعیت بهتری دارند.

 34. اول ساختمان را می سازیم بعد برای لوله کشی، کابل کشی و غیره صدها جای آن را خراب می کنیم. در شهرسازی هم از چنین مهارتی برخورداریم.

 35. وعده دادن و عمل نکردن به آن یک عادت عمومی برای همه ما شده است.

 36. قبل از قضاوت کردن نمی اندیشیم و بعد از آن حتی خود را سرزنش هم نمی کنیم.

 37. شانس و سرنوشت را برتر از اراده و خواست خود می دانیم.

یه جاهای قشنگی تو زندگی هست که


به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
اونی که زود میرنجه زود میره، زود هم برمیگرده. ولی اونی که دیر میرنجه دیر میره، اما دیگه برنمیگرده ...

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
رنج را نباید امتداد داد باید مثل یک چاقو که چیزها را می‏بره و از میانشون می‏گذره از بعضی آدم‏ها بگذری و برای همیشه قائله رنج آور را تمام کنی.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
بزرگ‌ترین مصیبت برای یک انسان اینه که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته‌باشه نه شعور لازم برای خاموش ماندن.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
مهم نیست که چه اندازه می بخشیم بلکه مهم اینه که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود داره.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
شاید کسی که روزی با تو خندیده رو از یاد ببری، اما هرگز اونی رو که با تو اشک ریخته، فراموش نکنی.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
توانایی عشق ورزیدن؛ بزرگ‌ترین هنر دنیاست.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
از درد های کوچیکه که آدم می ناله؛ ولی وقتی ضربه سهمگین باشه، لال می شه.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
اگر بتونی دیگری را همونطور که هست بپذیری و هنوز عاشقش باشی؛ عشق تو کاملا واقعیه.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
همیشه وقتی گریه می کنی اونی که آرومت میکنه دوستت داره اما اونی که با تو گریه میکنه عاشقته.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
کسی که دوستت داره، همش نگرانته. به خاطر همین بیشتر از اینکه بگه دوستت دارم میگه مواظب خودت باش.


و بالاخره خواهی فهمید که :

همیشه یک ذره حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود" هست.

یک کم کنجکاوی پشت "
همین طوری پرسیدم" هست.

قدری احساسات پشت "
به من چه اصلا" هست.

مقداری خرد پشت "
چه میدونم" هست.

و اندکی درد پشت "
اشکالی نداره" هست.


کارت دعوت

 مهمانی

خیلی مهربان است و ما رو خیلی دوست داردکه هر سال مارو به مهمانی بزرگی دعوت میکند.ما هم برای مهمانی اماده می شویم .بهترین لباسهایمان را می پوشیم به خودمان عطر می زنیم دندانهایمان را مسواک میکنیم تا با دهان خوشبو پیش صاحبخانه برویم.مهمانی قشنگی ست و همه شادند .این مهمانی یک فرق بزرگ با مهمانی های دیگر دارد و هر چه دلت بخواهد با میزبان صحبت می کنی از غم ها و شادی ها پیش او سخن می گویی کارهای خوب و بدت را میشماری ، و از او کمک می خواهی.

این میزبان انقدرمهربان است که درهای رحمتش را به روی همه گشوده است برای روزه قران وحتی خوابمان پاداش بزرگی گذاشته. بایدبه سویش بشتابیم و صدایش بزنیم.

"یا رب ! یا الله ! یا ارحم الراحمین"

فرا رسیدن ماه رمضان ماه مهمانی خداوند را به همه تبریک میگم.

                                                                                                            التماس دعا

فقر از دید دکتر شریعتی

 


فقر واقعی از دید دکتر شریعتی

میخواهم بگویم ......

فقر همه جا سر میكشد .......

فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی هم نیست ......

فقر ، چیزی را " نداشتن " است ، ولی ، آن چیز پول نیست ..... طلا و غذا نیست .......

فقر ، همان گرد و خاكی است كه بر كتابهای فروش نرفته ی یك كتابفروشی می نشیند ......

فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ كه روزنامه های برگشتی را خرد میكند ......

فقر ، كتیبه ی سه هزار ساله ای است كه روی آن یادگاری نوشته اند .....

فقر ، پوست موزی است كه از پنجره یك اتومبیل به خیابان انداخته میشود .....

فقر ، همه جا سر میكشد ........

فقر ، شب را " بی غذا " سر كردن نیست ..

فقر ، روز را " بی اندیشه" سر كردن است

شاید اومدم..

سلام به همه دوستان .

به سلامتی امتحانات همه تموم شد. امیدوارم شما امتحاناتونو خوب پاس کرده باشید نه مثل من که کارم شده خدا خدا کردن فقط برای پاس شدن . ولی خب اگه خدای نکرده  یه درسی رو هم افتادیم عیبی نداره ،چون قبلا دوستان راهکار درستشو ارائه دادن.ترم بعد دوباره همون واحد می گیریم در عوض از پایه قوی می شیم.

خودم میدونم خیلی وقته نیومدم وبلاگ .نیامدن که نه خداییش، می اومدم فقط وقت نمی کردم نظر بذارم یا اینکه مطلب جدید بذارم.هر چند به لطف سایر دوستان وبلاگ همیشه به روز هست .بخاطر همین از همه عذر میخوام وبهشون حق میدم ازم شاکی باشن. 

امروز اومدم تا اول از همه دلیل غیبت طولانیم توضیح بدم ، مطمئنم تا حالا حتی اونایی که منو ندیدن متوجه شدن که من ایرانی نیستم وجز اتباع افغان هستم . می خوام به یه واقعیتی اعتراف کنم و ان این است ، درسته که من  افغانیم ولی تا همین یه ماه پیش هنوز موفق نشده بودم  که وطنم ببینم.

دقیقا سه چهار هفته قبل از شروع امتحانات پاسپورتم مهر خروجی خورد وبالاخره این موقعیت برای من وسایر دوستانم پیش امد که به کشورمان برگردیم و ویزا بگیریم. در واقع دانشگاه بهانه ای شد تا بتوانم برای اولین بار کشورم را از نزدیک ببینم نه از قاب تلویزیون. شما همه ایرانی هستید ودر ایران جایی که وطنتان است زندگی میکنید ،به همین دلیل شاید احساس منو خوب نتونید درک کنید . هنوز از وطنتان  به اجبار دور نشدید تا واقعا حس بودن در وطن رو درک کنید. بهتون یه چیزتکراری می گم  نصیحت  نیست فقط چون خودم  درکش کردم  روش اصرار دارم قدر وطنتان  رو بدونید، هیچ جا وطن نمیشه من با تمام وجودم ارامش رو در وطنم احساس کردم جایی که نه امنیت هست نه رفاه .

معذرت میخوام حرفام طولانی شد.

امیدوارم هر جا هستید موفق باشید.

پاسخ های جالب به امتحان...

 

پاسخ های جالب این دانش آموز باعث شد تا نمره صفر نگیرد! سوال ها و جواب ها را بخوانید.امیدوارم در پاس کردن امتحانات به شما کمک کند.

 ناپلئون درکدام جنگ مرد؟
 در آخرین جنگش!

 اعلامیه استقلال امریکا در کجا امضا شد؟
 در پایین صفحه.

 چگونه می توانید یک تخم مرغ خام را به زمین بتنی بزنید بدون آن که ترک بردارد؟
 زمین بتنی خیلی سخت است و ترک بر نمی دارد!

 علت اصلی طلاق چیست؟
 ازدواج!

 علت اصلی عدم مردود شدن دانش آموزان چیست؟
 امتحانات.

 چه چیزهایی را هرگز نمی توان درصبحانه خورد؟
 نهار و شام!

 چه چیزی شبیه به نیمی از یک سیب است؟
 نیمه دیگر آن سیب!

 اگر یک سنگ قرمزی را در دریای آبی بیاندازید، چه خواهد شد؟
 خیس خواهد شد!

 یک فرد چگونه می تواند هشت روز نخوابد؟
 مشکلی نیست، شبها می خوابد!

 چگونه می توانید فیلی را با یک دست بلند کنید؟
 شما امکان ندارد فیلی را پیدا کنید که یک دست داشته باشد!

 اگر در یک دست خود سه سیب و چهار پرتقال و در دست دیگر سه پرتقال و چهار سیب داشته باشید، کلا چه خوهید داشت؟
 دستهای خیلی بزرگ!

 اگر هشت نفر در ده ساعت یک دیوار را بسازند، چهار نفر آن را در چند ساعت خواهند ساخت؟
 هیچ! چون دیوار قبلا ساخته شده!

گنجشک وخدا

 

"گنجشك و خدا"

گنجشك كنج اشيانه اش نشسته بود!!!!

خدا گفت : چيزي بگو.....!!!

گنجشك گفت : خسته ام....

خدا گفت از چه؟؟

گنجشك گفت : از تنهايي بي كسي بي همدمي كسي تا بخاطرش بپري  بخواني و او را داشته باشي....

خدا گفت : مگر مرا نداري....؟

گنجشك گفت : گاهي چنان دور ميشوي كه بالهاي كوچكم به تو نمي رسند...!

خدا گفت : ايا هرگز به ملكوتم امده اي؟؟؟

گنجشك ساكت شد....

خدا گفت : ايا هميشه در قلبت نبودم؟ چنان از غير پرش كردي كه ديگر جايى برايم نمانده. چنان كه ديگر توان پذيرشم را نداري.

گنجشك سر به زير انداخت .چشمان كوچكش از دانه هاي اشك پر شد.

خدا گفت: اما هميشه در ملكوتم جايى براى تو هست....بيا

گنجشك سر بلند كرد . دشت هاي ان سو تا بي نهايت سبز بود. گنجشك بسوي بي نهايت پر كشيد.

به سوى ملكوت

اتل متل توتوله این پسره سوسوله

اتل متل توتوله      این پسره سوسوله

موهاش همیشه سیخه    نگاش همیشه میخه

چت میکنه همیشه      بی مخ زدن؟نمیشه

پول از خودش نداره    باباش رو قال میذاره

دی اند جیشو میپوشه    میشینه بعد یه گوشه

زنگ میزنه به دافش    میبنده هی به نافش

که من دوست میدارم    تاج سرم میذارم

صورت رو کردی میک آپ   بیا بریم کافی شاپ

تو کافی شاپ،می خنده     همش خالی میبنده

بهم میگن خدایی!      چقدر بابا بلائی!

همه رو من حریفم      میذارم توی کیفم

هزارتا داف فدامن      منتظر یه نامن

ولی تویی نگارم    برات برنامه دارم

اگه مشکل نداری   میام به خواستگاری....