آخر رفاقت

Inline image 28

نمرات کنترل صنعتی

سلام

قابل توجه همه ی دوستان عزیز و گرامی

استاد زارع امروز نمرات کنترل صنعتی رو اعلام کردن و گفتن که نمرات تنها نمرات خام بوده و بدون تمرین و ارائه پروژه محاسبه شده....

زمان ارائه پروژه هم فردا صبح هستش....

لطفا اطلاع رسانی کنید....

پروژه ی کنترل صنعتی ترم بهمن ماه-خرداد 92

قابل توجه همه ی دوستان عزیز و گرامی


پروژه ی کنترل صنعتی ای رو که در لینک زیر گذاشتم یک فایل pdf میباشد که میتوانید آن را دانلود کنید


زمان تحویل پروژه تا تاریخ 20 تیرماه سال92 میباشد


(که البته در بالای صغحه ی pdf بهمن ذکر شده که صحیح نیست)


 ضمنا جواب پروژه های خود را به صورت برنامه MATLAB نوشته و به آدرس

keshavarz_mojtaba70@yahoo.com

ایمیل کنید


کلیک کنید

پروژه ها

زمان اعلام پروژه های کنترل صنعتی و ابزار دقیق

 24 خرداد


لطفا اطلاع رسانی کنید

پروژه کنترل صنعتی

سلام به همه ی دوستان

در اسرع وقتی که استاد زارع پروژه های کنترل صنعتی رو برام بفرسته میزارمش رو وبلاگ

دژ محکم

جــایی خـوندم جـالب بـود برام:

خــانـــــوم شــماره بـدم؟؟؟
خــانـوم خــوشـگِله برسونمت؟؟؟
خـوشـگـلـه چـن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟؟؟
ایـنها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می شنید!بیچــاره اصــلا" اهل این حرفـــــها نبود...این قضیه به شـــدت آزارش می داد تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود وبه محـــل زندگیش بازگردد.به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت شـاید می خواست گـــلــه کند از وضعیت آن شهرِ لعنتی دخترک وارد حیاط امامزاده شد...خسته... انگار فقط آمده بود گریه کند...دردش گفتنی نبود....!!! رفت و از روی آویز چادری برداشت و سر کرد...وارد حرم شد و کنار ضریح نشست.زیر لب چیزی می گفت انگار!!! خـدایـا کـمکـم کـن...چـند ساعـت بعد،دختر که کنار ضریح خوابیده بود با صدای زنی بیدار شد...خانوم!خانوم! پاشو سر راه نـشـسـتـی!!! مردم می خوان زیارت کنن!!!دخترک سراسیمه بلند شد و یادش افتاد که باید قبل از ساعت ۸ خود رابه خوابگاه برساند...به سرعت از آنجا خارج شد...وارد شــــهر شد...امــــا...امــا انگار چیزی شده بود...دیگر کسی او را بد نگاه نمی کرد..!انگار نگاه هوس آلودی تعـقــیبش نمی کرد!!!احساس امنیت کرد...با خود گفت:مگه میشه انقد زود دعام مستجاب شده باشه!!! فکر کرد شاید اشتباه میکند!!! اما اینطور نبود!یک لحظه به خود آمد...دید چـــادر امامــزاده را سر جـــایــش نگذاشته...!!!

قابل توجه مهندسین برق!

!!!!

حرف

اهای اونایی که تو کلاس زیاد حرف میزنید:



کسانی که حرفی برای گفتن ندارند، بیش از همه حرف می زنند.

کنکور کارشناسی ارشد برق

کنکور ارشد برق چگونه برگزار میشود؟؟


چه منابعی رو مطالعه کنیم؟؟؟


(به ادامه مطلب مراجعه شود)

ادامه نوشته

یا امام زمان......

اگر چه بی کس و تنها اگر چه غم زده ایم
همیشه از تو فقط با دروغ دم زده ایم
تو گرم آمدنی ، بی خبر که ما بی تو
قرار جمعه ی این هفته را بهم زده ایم
میان سیرت و صورت چقدر فاصله است
فریب ما نخور آقا ، انار سم زده ایم
برای دین خدا نیست ، درد ما نان است
اگر به سینه وسر زیر این علم زده ایم
گناه ماست که این راه بر شما بسته ست
چه غربتی ست برای شما رقم زده ایم
چو شمر و حرمله با هر گناه کردنمان
چه زخم ها به دل اهل این حرم زده ایم
خدا کند که شبیه نصوح توبه کنیم
اگر خلاف شما حرف یا قلم زده ایم

یه کم با فکر بخندیم.....


 
چقدر خنده داره
که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست.
ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می‌گذره!

چقدر خنده داره
که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه
اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می‌ریم کم به چشم میاد!

چقدر خنده داره
که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد
اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت می‌گذره!

چقدر خنده داره
که وقتی می‌خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می‌کنیم چیزی به فکرمون نمیاد
اما وقتی که می‌خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!

چقدر خنده داره
که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی می‌کشه لذت می‌بریم و از هیجان
تو پوست خودمون نمی‌گنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانی‌تر از حدش می‌شه
شکایت می‌کنیم و آزرده خاطر می‌شیم!

چقدر خنده داره
که خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته
اما خوندن صد سطر از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!

چقدر خنده داره
که سعی می‌کنیم ردیف جلو صندلی‌های یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم
اما به آخرین صف نماز جماعت یک مسجد تمایل داریم!

چقدر خنده داره
که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا
نمی‌کنیم اما بقیه برنامه‌ها رو سعی می‌کنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

چقدر خنده داره
که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می‌کنیم
اما سخنان قران رو به سختی باور می‌کنیم!

چقدر خنده داره
که همه مردم می‌خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا
انجام بدهند به بهشت برن!

چقدر خنده داره
که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می‌کنیم به
سرعت آتشی که در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا می‌گیره اما وقتی سخن و پیام
الهی رو می‌شنویم دو برابر در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می‌کنیم!

خنده داره
اینطور نیست؟
دارید می‌خندید؟
دارید فکر می‌کنید؟
این حرفا رو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاسگزار باشید
که او خدایی دوست داشتنی ست.
 
 
 

چه زیبا خالقی دارم

چه بخشنده خدای عاشقی دارم

که میخواند مرا،با آنکه میداند گنه کارم

 

خلبان های نابینا


دو خلبان نابینا که هردو عینک های تیره به چشم داشتند، در کنار سایر خدمه پرواز به سمت هواپیما آمدند؛ در حالی که یکی از آنها عصایی سفید در دست داشت و دیگری به کمک یک سگ راهنما حرکت می کرد.

زمانی که دو خلبان وارد هواپیما شدند، صدای خنده ناگهانی مسافران فضا را پر کرد. اما در کمال تعجب دو خلبان به سمت کابین پرواز رفته و پس از معرفی خود و خدمه پرواز، اعلام مسیر و ساعت فرود هواپیما، از مسافران خواستند کمربندهای خود را ببندند. در همین حال، زمزمه های توام با ترس و خنده در میان مسافران شروع شده و همه منتظر بودند، یک نفر از راه برسد و اعلام کند این ماجرا فقط یک شوخی یا چیزی شبیه دوربین مخفی بوده است. اما در کمال تعجب و ترس آنها، هواپیما شروع به حرکت روی باند کرده و کم کم سرعت گرفت، هر لحظه بر ترس مسافران افزوده می شد چرا که می دیدند هواپیما با سرعت به سوی دریاچه کوچکی که در انتهای باند قرار دارد، می رود.

هواپیما همچنان به مسیر خود ادامه می داد و چرخ های آن به لبه دریاچه رسیده بود که مسافران از ترس شروع به جیغ و فریاد کردند
اما در این لحظه هواپیما ناگهان از زمین برخاست و سپس همه چیز آرام آرام به حالت عادی بازگشته و آرامش در میان مسافران برقرار شد.
در همین هنگام در کابین خلبان، یکی از خلبانان به دیگری می گوید: باب! یکی از همین روزا بالاخره مسافرها چند ثانیه دیرتر شروع به جیغ زدن می کنن و اون وقت کار همه مون تمومه...



مشکلات فرصتهایی هستند که به شما داده شده اند تا بتوانید
جوهر وجود خود را بروز دهید و حداکثر تلاش خود را بکنید.

شورش

نشینید تا هرکاری که میخوان بکنن




سلام دوستان



دانشگاه ما دست به یه سری کارایی زده که باعث شده دانشجوهاش یه کم اذیت بشن

مثلا همین که باید شهریه ی ثابت رو نقدا  می ریختیم و هرکسی که نمی ریخت پرتالش باز نمیشد!!


اقدام بعدی شون هم گرونی غذا هاس

اگه بنا بر این شد که غذاها با همون کیفیت قبلی چند برابر گرون بشه باید اعتراض کنیم

پیش خودشون چی فکر کردن؟؟؟ما رو یه مشت ترسو ی بد بخت دیدن!

باید یه کم اتحاد از خودمون نشن بدیم!

ماشالله 4 ترم دانشجو بودیم ....دریغ از یه ذره کار جمعی....دریغ از یه ذره اتحاد و مودت

هرکسی میخواد یه طوری باشه که ضرر نکنه و بقیه رو بیخیال میشه...


من از همین جا اعلام برائت میکنم



موس مردم آزار

موس مردم آزار

مهندس رامین!!

این مهندس هست یا اداره کار !! (عکس ) www.taknaz.ir


مهندسین فیض یاد بگیرن!!



فقط درس نخونید...

در همه ی زمینه ها فعالیت داشته باشین

گفتم.....

گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است؟

گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است

 

 

 

 
 
 
 

گفتم که از که پرسم جانا نشان کویت؟

گفتا نشان چه پرسی؟آن کوی بی نشان است!

 

 

 

امام زمان (عج)

 

 

 

گفتم مرا غم تو خوشتر زشادمانی

گفتا که در ره ما غم نیز شادمانی ست

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 اللهم عجل لولیک الفرج

من همش فکر میکنم ایشون رو کجا دیدم؟؟؟؟؟؟


عکس به دلایل امنیتی پاک شد(مخاطب خاص دارما)


شما ایشون رو میشناسی؟؟؟؟؟؟؟؟



(این پست رو گذاشتم تا کنترلی از فیض هم باهام دوست شه هم خودشو معرفی کنه)

یه اعتراف

چند ماه پیش خواب دیدم از کنار فلکه شهرداری با ماشین یه تیکه خلاف رفتم تا به اون طرف رسیدم از شانس بد ما دیدم پلیس ها وایسادن میگن ایست ایست! ما هم همون وسط خیابون وایسادیم. حالا مونده بودیم یه دنده بزنیم فرار کنیم یا ماشین رو بدیم تحویل شون! خواستم فرار کنم دیدم به سربازه گفت شلیک کن!!! خلاصه آخرش ماشین رو گرفتن. حالا حتما میگین این چه ربطی به اعتراف کردن داره؟ آخه بعد از این خواب بدون اینکه حواسم باشه همه این ها یه خواب بوده، نیم ساعتی رو تخت داشتم فکر می کردم که حالا جریمه و دردسر آزاد کردن ماشین به کنار، فردا با چی برم دانشگاه؟!

یک داستان جالب(حتما بخونید)

مردی با دوچرخه به خط مرزی میرسد.
 
 
او دو کیسه بزرگ همراه خود دارد.
 
 
 مامور مرزی میپرسد : « در کیسه ها چه داری؟». او میگوید «شن» 
 
 
مامور او را از دوچرخه پیاده میکند و چون به او مشکوک بود ، یک شبانه روز او را بازداشت میکند ، ولی پس از بازرسی فراوان ، واقعاً جز شن چیز دیگری نمییابد.
 
 
بنابراین به او اجازه عبور میدهد.
 
 
هفته بعد دوباره سر و کله همان شخص پیدا میشود و مشکوک بودن و بقیه ماجرا...
 
 
این موضوع به مدت سه سال هر هفته یک بار تکرار میشود و پس از آن مرد دیگر در مرز دیده نمیشود.
 
 یک روز آن مامور در شهر او را میبیند و پس از سلام و احوال پرسی ، به او میگوید : من هنوز هم به تو مشکوکم و میدانم که در کار قاچاق بودی ، راستش را بگو چه چیزی را از مرز رد میکردی؟
 
 
 قاچاقچی میگوید : دوچرخه!
 
 
بعضی وقت ها موضوعات فرعی ما را به کلی از موضوعات اصلی غافل میکند

ماه مبارک رمضان

 بسم الله الرحمن الرحیم
 
دوستان گرامی  طاعات وعباداتتون قبول باشه.  این روزها بخصوص نزدیک افطار وقت خوبي براي دعا كردن و البته دعا کردن برای همه میباشد. از امام باید آموخت كه وقتي دعا میفرمودند به يك گروه خاص دعا نميکردند. ميفرمودند: اللَّهُمَّ أَغْنِ كُلَّ فَقِيرٍ یعنی :خدایاهمه ی فقيرها رو،بی نیازوغنی کن. اللَّهُمَّ اشْفِ كُلَّ مَرِيضٍ یعنی :خدایاهمه ی مریض هاروشفابده. دعا باید دعاي عمومي  باشد وباید خدا رو شكر كنيم كه خدا بر ما منت گذاشت كه اين ايام مبارك را درك كنيم و مفتخر شويم به اين كه در مهماني خداوند شركت كنيم.
ادامه نوشته

طلبه ها چطوری زن میگیرن؟!


خنده بازار طنز آخر هفته (8) www.taknaz.ir

چگونه یک طلبه ازدواج می کند؟! www.taknaz.ir

ادامه نوشته

عجب هندوانه ای!!

نمیدونم چرا هر وقت میرم بازار از این هندوانه ها نصیبم میشه

ملاحظه بفرمایید!!


عجب هندوانه ای! (عکس)  www.taknaz.ir

وای که ما رو کشتید با این رباتیک

وای که ما رو کشتید با این رباتیک


 ناراحت نشیدا!!

ولی تمام حرفا ونظراتون چیزایی بودند که باعث تخریب طرف مقابل بود

اصلا کاری ندارم که کی بود و چی شد...

ولی مسابقه دیگه تموم شده........هرچی بود گذشت.چرا میذارید چند ترم دوستیتون بهم بخوره.....

آیا ارزشش رو داره؟؟!!

درسته که نقد هر مراسم و مسابقه ای نقش مهمی در بهبود اون داره

ولی انگار که شما دارید تلافی این چندسال رو سر هم خالی میکنید

حالا من به عنوان برادر کوچیک تر میگما.......(لطفا نگید که چه فضوله!!)

شماهایی که جزو هیئت برگزاری هستید اگه تا روز قیامت هم بحث کنید مشکلی حل نخواهد شد

شماهایی که دلسوز مسابقه و اهداف عالی اون هستید به این آتیش دامن نزنید


همه تون مقصرید......

میدونی چرا؟؟

من خودم تو انجمن بودم و دیدم که چی میگذره......

مشکل باید اساسی حل بشه


شما اگه 100 تا مراسم دیگه هم برگزار کنید همین آشه و همین کاسه

فکر کنم گرفتید که قضیه چیه!!

یه نکته یه نصیحت!

این مطلب شاید قدیمی باشد اما من در طول عمرم مطلبی به روز تر از این ندیدم . چند دقیقه از وقت تان را صرف خواندن این مطلب کنید . از ما که گذشت . شاید تصمیم بگیریم که نسل بعد اینگونه نباشد

ادامه نوشته

قناعت

«مردی بر عارفی گذشت که نان و سبزی و نمک می خورد. به او گفت: ای بنده خدا! از دنیا به همین خرسندی؟ گفت: خواهی کسی را به تو نشان دهم که به بدتر از این خرسند است؟ گفت: آری! گفت: آن که به عوض آخرت، به دنیا خرسند است!»

ترین های کلاس!!

ترين ها (مختص 89 یها)
سلام به همه ی دوستان عزیز.
در این پست قصد داریم ترین های کلاسمون رو از دید شما دوستان بشناسیم.
 لطفا نظرات خودتون رو بی تعارف  بیان کنید!!!
سوالات در ادامه ی مطلب..........

ادامه نوشته

کپک میدونی چیه!

لطفا حالا که امتحانات تموم شده تشریف بیارید و با نظرات خوبتون این وب رو از کپک حاضره(چون کپک مونث ه) در بیارید


با تشکر مدریت پارک

موی فشن

یه رو از یه بچه فشنا پرسیدم از موهای فشنت راضی هستی؟؟


گفت اره خیلی حس داره اما یه مشکل دارم:




چند تا عکس جالب

نمیدونم که چی شده.........

حس میکنم که همه ی دوستان نسبت به من کم لطف شده ند......

ولش کن شاید حس منه


بیخیال......

خداییش چند تا عکس جالب گذاشتم که اگه نبینید ضرر کردید

بقیه ش تو ادامه مطلبه

ادامه نوشته