رباتیک.......

سلام

روز جمعه من و چندتا از دوستان برای کمک به برگزاری اولین دوره ی مسابقات رباتیک رفتیم دانشگاه  و جاتون خالی بد نبود و خوش گذشت هر چند بی خوابی روز برگزاری و روز بعدش که مکا داشتیم حسابی حالمون رو گرفت و خستمون کرد.... اما در کل خوب بود و کلی کیف داد چون تا دلتون بخواد به دوستان گیر می دادیم، آخه مسئول حراست بودیم   (تنها حراست که نه!! پشتبانی و تدارکات و.... بودیم )

البته نیومدن بچه های خودمون حالمون رو گرفت چون تنها تیممون هم برای مسابقات حاضر نشد....

به هرحال مسابقه با برتری و قهرمانی یکی از تیم های بسیج به پایان رسید و ب نظرم برای اولین دوره، برگزاری بدی نداشت..... و کلا از همه جالب تر ، هیجان و کری بود که بین دوتا از تیم ها  وجود داشت ( ببین نمره چیکار که نمیکنه !!!!!  ) و در آخر یکی از  بالا اول شد و اون یکی از آخر .... (البته منظورم مرحله پایانی و فیناله!!!)

اما جدای از شوخی و اگر بی انصافی نکنیم، واقعا حضور بچه های ۸۸ ی به مسابقات رونق داده بود....( آفرین  ) کلا بچه های فعالین هرچند میگن ب خاطر نمره تعداد زیادی تیم داده بودن اما ب نظرم همین که اومدن و حضور داشتن خوب بود........

و اما عکس تبم قهرمان رو هم براتون گذاشتم تا قهرمان اولین دوره مسابقات رو بشناسید.....

 

 

اِ اِ اِ اشتباه شد تو این عکس فقط سرپرست تیم قهرمان یعنی آقای غفوری حضور داره......!!! ( بنده خدا مطمئن بود که اول میشن ما هم  قبل از اعلام نتایج با قهرمان عکس انداختیم !!!!!!!  )  

چه حراست به سید میاد..... جذبش منو کشته بود.........   

حالا اگر عکس بیشتر ی ب دستم رسید حتما براتون میذارم...........

موفق باشید..........

درباره اولین دوره مسابقات رباتیک دانشگاه علامه فیض کاشانی

1- به رسم همه شروع­های خوب سلام. این نوشته قرار است یک نقد خیلی مختصر و البته بی­طرف(سعی کرده­ام) باشد از زبان یک کنترلی 88 که خودش جز عوامل برگزاری مسابقات بوده در مورد اولین دوره مسابقات رباتیک دانشگاه که پرونده اش دیروز(جمعه 23/4/1391) بسته شد. اگر با نوشته بی­حالی روبرو شدید باید ببخشید چون یکی از سخت­ترین کارهای دنیا همین کار است، نه باید زیاد هیجانی نوشت، نه زیاد روی اعصاب رفت، نه باید عنوان جنجالی زرد آن­چنانی برای مطلب گذاشت، عوضش باید نشست و خوب فکر کرد که گیر کجا بوده و همان­ها را گفت که بعدا برطرف شوند. امیدوارم اگر آن­چیزی که می­گویم به درد مسئولین دانشگاه که چندتاییشان به این وبلاگ هم سر می­زنند بخورد و البته اگر حرفی دارند در قسمت نظرات همین پست مطرح کنند.

2- روزهای اول که امیر موگویی فکر مسابقات رباتیک را مطرح کرد، زیرپوستی می­گفت که دوست دارد کاری کند تا بچه­های دانشگاه بیشتر بروند به سمت ربات و این­جور مسائل. این حرف زیرپوستی و هدف روپوستی علی­الظاهر خیلی عالی بود و اگر بی­انصاف باشیم باید بگوییم که خوب بود ولی اگر با انصاف باشیم چیزی که در نهایت به دست آمد این مسئله نبود. اما چرا این حرف را زدم؟

3- ما کنترلی­های 88 این ترم(بهمن90) درسی داشتیم به اسم میکرو. دوستانی که با بحث رباتیک آشنا باشند می­دانند که یکی از بخش­های اساسی برای طراحی ربات همین درس است. یکی از دوستان شیرپاک­خورده ما که واقعا شیرپاک­خورده است رایزنی­هایی را برای داغ شدن تنور مسابقات و بیشتر شدن تعداد تیم­ها با استاد این درس انجام داد که نتیجه­اش این شد که اگر بچه­های کنترل 88 در مسابقات شرکت کنند و رباتشان راه برود نمره میان­ترم را کامل بگیرند و اگر جزو سه تیم اول باشند نمره بیست آنها تضمین باشد. طمع نمره یا بیست یا غیربیست باعث هجوم بچه­های کنترل 88 برای ثبت­نام در مسابقات شد و همین­جوری تعداد ده تیم(پنج تیم آزاد ، سه تیم از بسیج و دو تیم از انجمن علمی) به تعداد تیم­ها اضافه شد. از این هم که بگذریم از این نمی­شود به سادگی گذشت که چند تیم(فکر کنم سه یا چهار تیم) بودند که اصلا از جایی به غیر از دانشگاه فیض برای شرکت در مسابقات درون­دانشگاهی ما آمده بودند.

4- گرم­کردن تنور مسابقات با این دست کارها را که قلم بگیریم می­رسیم به مراحل بعد از ثبت­نام مسابقات. طبیعتا بعد از ثبت­نام هر تیمی به فکر می­افتد که کارش را از یک­جایی شروع کند و برود تا رباتش را بسازد. برای ساخت یک ربات خیلی کار می­شود کرد که ساده­ترینش این است که بدهیم ربات را از بیرون برایمان بسازند. وقتی که بحث نمره در میان باشد و در مسابقات سین جیمی در کار نباشد خیلی­ها با خودشان می­گویند که مگر بیکارم، پول می­دهم برایم ربات بسازند در عوضش نمره­ام را خریده­ام. حالا شما بنشینید حساب کنید این چه نسبتی دارد با آن هدف اولی. خیلی­ها بودند که خیلی زحمت کشیدند و ربات را با فکر خوشان و مشاوره از این طرف و آن طرف شروع کردند ولی رباتشان به مسابقه نرسید و زحمت و وققتشان کامل به فنا رفت، در عوض ربات­های سفارشی با پول سفارش­دهندگانشان به راحتی تا فینال آمدند و رتبه هم کسب کردند.

5- داوری روز مسابقه هم برای خودش بحثیست جدا. همین­قدر بدانید که داور اصلی مسابقات در ساخت حداقل یک ربات مشارکت داشت و در هنگام مسابقه با چشم­پوشی از چند خطای همین ربات باعث به فینال رسیدن آن شد.

6- حالا هرچه که شد یا نشد، به هدفمان رسیدیم یا نرسیدیم را بگذاریم کنار و گذشته را هم دور بریزیم و بنشینیم فکری کنیم برای گرفتن حق تیم­هایی که شب قبل از مسابقه برای رساندن رباتشان به مسابقه چشم روی هم نگذاشتند. فکری کنیم برای گرفتن حق آنهایی که همه زورشان را زدند ولی زورشان نرسید رباتشان را راه ببرند. فکری کنیم برای فراری دادن ربات­های سفارشی و فکری کنیم برای کوتاهی دست نمره و پول از مسابقات. فکری کنیم برای این که این­قدر به عدد و رقم­ها و عنوان­های گنده دلبسته نباشیم. فکری کنیم برای این که هدفمان را گم نکنیم.

بخشی از وصیت نامه تکان دهنده مرحوم بروسلی به همسرش!

بخشی از وصیت نامه تکان دهنده مرحوم بروسلی به همسرش!

واقعا ما باید درس بگیریم و همانند قهرمانان باشیم

ادامه نوشته