نحوه­ی قرار دادن یک عکس روی وبلاگ (ویژه­ی نویسندگان وبلاگ)

خدمت همه­ی دوستان سلام. راستش یکی از سوالاتی که معمولا نویسنده­های وبلاگ از من می کنن اینه که چه­طور می­تونیم یه عکسو رو وبلاگ بذاریم. انشاالله توی این پست از وبلاگ قصد داریم که این موضوعو به طور مفصل برای دوستان توضیح بدیم. لطفا برای شروع روی ادامه­ی مطلب کلیک کنین.

ادامه نوشته

اصلاحیه‌ی تمرینات جلسه‌ی آخر ریاضی مهندسی استاد حمیدی

سلام خدمت همه‌ی دوستان مدار امتحان داده‌ی عزیز. این مطلب مخصوص اون دوستانیه که ریاضی مهندسی رو با استاد حمیدی برداشتن، دوستان دیگه می‌تونن تشریف ببرن. اما بریم سر اصل مطلب.

اگه یادتون باشه تمرینای جلسه‌ی آخر ریاضی مهندسی رو براتون گذاشته بودیم. امشب نشسسه بودم و داشتم فایل این تمرینا رو نیگا می‌کردم، متوجه شدم که صفحه­ی 1 این فایل دو جاش اشتبا داره که من تصویر این دو اشتباهی رو گفتم این پایین براتون گذاشتم.

عکس بالایی مربوطه به صورت سوال 1 قسمت ب و عکس پایینی مربوطه به حل سوال 1 قسمت ب.

 

 

درست این دو اشتباهو می­تونین توی تصویر زیر ببینین.

 

 

من یه بار دیگه این تمرینا رو با اصلاح اشتباهاتی که گفتیم براتون می­ذارم که شما می­تونین اونو از لینکای پایین همین صفحه دانلود کنین.

 

دانلود تمرینات جلسه­ی آخر ریاضی مهندسی استاد حمیدی به صورت تایپ شده، با فرمت پی دی اف و حجم 64 کیلوبایت

 

طریقه­ی دانلود: روی لینک بالا راست کلیک کنین و از منویی که براتون باز می­شه روی گزینه­ی Save Target As... کلیک کنین تا دانلود فایل شرو بشه.

فعلا خدانگهدار همه­ی دوستان.

شب کریسمس

شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی.
پسرک، در حالی‌که پاهای برهنه‌اش را روی برف جابه‌جا می‌کرد تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد.
در نگاهش چیزی موج می‌زد، انگاری که با نگاهش ، نداشته‌هاش رو از خدا طلب می‌کرد، انگاری با چشم‌هاش آرزو می‌کرد.
خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد، در حالی‌که یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد.
- آهای، آقا پسر!
پسرک برگشت و به سمت خانم رفت. چشمانش برق می‌زد وقتی آن خانم، کفش‌ها را به ‌او داد.پسرک با چشم‌های خوشحالش و با صدای لرزان پرسید:
- شما خدا هستید؟
- نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم!
- آها، می‌دانستم که با خدا نسبتی دارید!
بياييد ما هم از اطرافيان خدا باشيم!!

(مرسی از دوست خوبم که قرار شد تحویلش بگیرم)

داستانی که نمی­دانم اسمش را چه بگذارم

سلام.

پدر ما همکاری داشت به اسم حسین. پدرم و حسین آقا علاوه بر این که با هم همکار بودند، سابقه رفاقتی طولانی با هم داشتند. این حسین آقا سالی یک بار می رفت مشهد، زیارت امام رضا. نمی­دانم روی چه حساب بود، نذر بود، عادت بود یا هرچه که بود او هر سال در این سفر مشهدش می­رفت و خون می­داد یا به دقیق­تر بگویم می­رفت و مقداری از خونش را اهدا می­کرد.

یک سال طبق معمول هر سال او رفت به مشهد و باز هم طبق معمول رفت و مقداری از خونش را اهدا کرد. از مشهد که برگشت، از سازمان انتقال خون مشهد به او زنگ زدند که بیا، کارت داریم. آنها در حین آزمایش خون حسین آقا متوجه شده بودند که او سرطان کبد دارد و او را برای گفتن همین مسئله خبر کرده بودند. سلول­های سرطانی در همین یک سال کاری کرده بودند که دیگر هیچ دارویی قادر به از بین بردنشان نبود به همین خاطر حسین آقا خیلی دیگر زنده نماند و متأسفانه چند ماه بعد فوت شد.

خب تا اینجا تقریبا همه­ی آن چیز­هایی که گفتم مقدمه بود، از اینجا به بعد برویم سراغ قصه­ی اصلی. این حسین آقا که برایتان گفتم پسری داشت به اسم علی. علی که اتفاقا او هم خیلی با پدرم خیلی رفیق بودند، بعد از فوت پدرش و زمانی که تازه درسش تمام شده بود، یک مغازه‌ی لوازم‌­التحریری در جایی از کاشان زده بود تا هم سر خودش را گرم کند و هم کمک‌خرج خانواده‌اش باشد.

یک روز دختر جوانی برای خرید به مغازه­ی علی آمده بود. نمی­دانم آن دختر با آن یک بار آمدنش چه کار کرده بود که علی بدجوری عاشقش شده بود. رفت­و­آمد دختر جوان چند بار دیگر هم ادامه پیدا کرده بود تا این که علی­آقا بلأخره یک بار جرأت پیدا کرده بود و هر چیزی که توی دلش بود برای آن دختر خانم تعریف کرده بود و از او تقاضای ازدواج کرده بود. دختر خانم که یک دانشجوی تهرانی بود به علی گفته بود که باید با خانواده­اش صحبت کند و موافقت آنها را جلب کند.

خانواده­ی دختر خانمی که برایتان گفتم هیچ­جور راضی نمی­شدند چون اولا دخترشان تنها دختر خانواده بود و دوما این خانواده شرایط مالی بهتری نسبت به خانواده­ی علی داشتند. تقریبا سه سال طول کشید و علی­آقا به هر دری که می­توانست زد تا بلأخره توانست رضایت خانواده­ی دختر را جلب کند. چند مدت بعد هم جشن­عروسی برگزار شد و علی­آقا به خواسته­ی دلش رسید. چند ماه بعد از ازدواج خودش در همین اداره­ی بابای من به عنوان نگهبان شروع به کار کرد و خانمش هم به عنوان مهماندار هواپیما در شرکت هما استخدام شد.

زندگی علی داشت به خوبی و خوشی پیش می­رفت تا حدود تقریبا 10 روز پیش که قرار شد خانم علی به عنوان مهماندار یک پرواز به ارومیه برود و وقتی که برگشت او و علی جشن چهارمین سالگرد ازدواجشان را برگزار کنند. آن پروازی که برایتان گفتم همان پروازی بود که به تازگی در نزدیکی ارومیه سقوط کرد و متأسفانه خانم علی هم یکی از کشته­شدگان این حادثه بود.

علی­آقا هم امروز به جای جشن چهارمین سالگرد ازدواجش، مراسم بزرگداشت خانمش را در کاشان برگزار کرد.

خداحافظ.

رتبه­بندی دانشگاه­ها این بار از لحاظ معماری

سلامی چو بوی خوش امتحانات خدمت همه­ی اونایی که الان با ما هسسن و دارن این مطلبو می­خونن. توی دنیای امروز که همه یه رتبه­بندی از خودشون منتشر می­کنن، اصلا نباید براتون عجیب باشه که خبرگزاری مهر ورداره و یه رتبه­بندی از بهترین طراحی ساختمونای دانشگاهی منتشر کنه. توی این رتبه­بندی اسم 13 دانشگاه اومده بود که ما خودمون اسم یه دانشگاهو به این رتبه بندی اضافه کردیم. خب بریم سراغ تصویر این 1+13 دانشگاه.

 

 

 

تصویر اول: ساختمان مرکزی کالج اورستاد دانمارک

 

 

 

تصویر دوم: مدرسه هنر، طراحی و رسانه دانشگاه صنعتی نانیانگ سنگاپور

 

برای دیدن بقیه‌ی تصاویر روی ادامه‌ی مطلب کلیک کنین.

ادامه نوشته

10 نکته برای تو

1 - به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد ...به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشد ...و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد باشد.

2 - هوس بازان کسی را که زیبا می بینند دوست دارند ...اما عاشقان کسی را که دوست دارند زیبا می بینند.

3 - وقتی به یک در بزرگ رسیدی نترس و ناامید نشو...چون اگه قرار بود در باز نشود جای آن دیوار می گذاشتند.

4 - آنچه که هستی،هدیه ی خداوند است وآنچه که خواهی شد هدیه ی تو به خداوند...پس بی نظیر باش.

5 - شریف ترین دل ها دلی است که اندیشه ی آزار دیگران در آن نباشد.

6 - بدبختی،تنها در باغچه ای که خودت کاشته ای ،می روید.

7 - وقتی زندگی برایت خیلی سخت شد به یاد بیاور که دریای آرام،ناخدای قهرمان نمی سازد.

8 - هر اندیشه ی شایسته ای،به چهره ی انسان زیبایی می بخشد.

9 - قابل اعتماد بودن ارزشمندتر از دوست داشتنی بودن است.

10- نگو: شب شده است... بگو: صبح در راه است...

امیدوارم این مطلب براتون جالب باشه.

خبر فوری در مورد امتحان الکترومغناطیس

خدمت همه‌ی دوستان سلام. مزاحم شدم مطلبی رو در مورد امتحان الکترومغناطیس به اطلاعتون برسونیم. طبق آخرین تماسی که دوستان با استاد محرابی، استاد درس الکترومغناطیس داشتن، قرار بر این شده که امتحان به این صورت باشه:

 

کل امتحان شامل پنج سواله که چهار تاش از جزوه و یکی باقیمونده از خودآزمایی‌های فصل 3 خواهد بود. دوستان دقت کنن که خودآزمایی‌های فصل 5 و 6 بلکل حذف شده.

 

فقط خواهشی که از دوستان داریم اینه که هرجوری هس بقیه رو هم از این خبر مطلع کنن که خدای نکرده حق کسی ضایع نشه. خیلی ممنون از همتون. خدانگهدار.

وقتی قلبم داش منفجر می­شد

 اگه خدا قبول کنه سلام. میلاد زمانپور با سعادت امام موسی کاظم که دیروز بود + برد پریشب تیم ملی فوتبال رو به همتون تبریک می­گم. انشاالله که حال همتونم خوبه و تو این برف و سرمایی همه کیفیشون کیفور باشه.

خب تو این چن روزی که ما نبودیم و حالا بماند کجا بودیم، دوستان این بخش داستانکو در حد المپیک ترکوندن و جو وبلاگو بردن به این سمت. ما (منظورم خودمه) هم که کلا اهل کم آوردن نیسسیم گفتیم که یه داستانک از خودمون پیشکش کنیم به شما. داستانک پیشکشی ما از زیر سه ستاره شرو می­شه­­­­­، لطفا مطالعش کنین.

 

***

 

وقتی قلبم داش منفجر می­شد/نوشته­ی خودم

 

قلبم مث یه بمب ساعتی شده بود که هر لحظه امکان داش منفجر بشه. دهنم خشک شده بود و تنه می­زد به کویر لوت. انگاری داشتم خواب می­دیدم. آخه نمی­دونین که من چی دیده بودم!!؟؟

چیزی که من دیده بودم چهره­ای بود که از فرط سفیدی روی ماهو کم کرده بود. چیزی که من دیده بودم گونه­هایی بود که از فرط قرمزی به گلای رز قرمز بهشت شباهت داش.

ایمان داشتم که نه اون سفیدی می­تونه کار پنکک باشه و نه اون قرمزی کار رژ گونه. به همین خاطر بی معطلی رفتم جلو و گفتم: آقا بی زحمت یه کیلو از این شلغمات بده که بدجوری دیوونش شدم.

 

 

***

 

نظرتون چی بود؟ خوب بود؟ بد بود؟ خب نظرتون هرچی که هس اینم در نظر داشته باشین که دندون داستانک پیشکشی رو نمی­شمارن. بازم امیدوارم از این داستانک ما خوشتون اومده باشه. فعلا با اجازه و خداحافظ همتون.

داستانک

سلام بر امتحان هایی که داریم نزدیک می‌شیم و دوستان!!!

یکی از دوستانمون یه مطلب و یه داستانک برای ما ارسال کردند که  ازشون تشکر می‌کنم !!

 

۱-  امتحان سخت فلسفه !

یه روز یه استاد فلسفه میاد سر کلاس و به دانشجوهاش می‌گه:

امروز میخوام ازتون امتحان بگیرم ببینم درسهایی رو که تا حالا بهتون دادمو خوب یاد گرفتین یا نه...!

بعد یه صندلی میاره و میذاره جلوی کلاس و به دانشجوها میگه:

با توجه به مطالبی که من تا به امروز بهتون درس دادم، ثابت کنید که این صندلی وجود نداره؟!

دانشجوها به هم نگاه کردن و همه شروع کردن به نوشتن روی برگه...

بعد از چند لحظه یکی از دانشجوها برگه شو داد و از کلاس خارج شد...

روزی که نمره ها اعلام شده بود، بالاترین نمره رو همون دانشجو گرفته بود !

اون فقط رو برگه اش یه جمله نوشته بود:

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

کدوم صندلی ؟

 

۲- راست ها و دروغ ها !!!! ...

کسی که سخنانش نه راست است و نه دروغ ، فیلسوف است.

کسی که راست و دروغ برای او یکی است متملق و چاپلوس است.

کسی که پول میگیرد تا دروغ بگوید دلال است.

کسی که دروغ می گوید تا پول بگیرد گداست.

کسی که پول می گیرد تا راست و دروغ را تشخیص دهد قاضی است.

کسی که پول می گیرد تا گاهی راست را دروغ و دروغ را راست جلوه دهد وکیل است.

کسی که جز راست چیزی نمی گوید بچه است.

کسی که به خودش هم دروغ می گوید متکبر و خود پسند است.

کسی که دروغ خودش را باور می کند ابله است.

کسی که سخنان دروغش شیرین است شاعر است.

کسی که اصلا دروغ نمی گوید مرده است.

کسی که دروغ می گوید و قسم هم می خورد بازاری است.

کسی که دروغ می گوید و خودش هم نمی فهمد پر حرف است.

کسی که مردم سخنان دروغ او را راست می پندارند سیاستمدار است.

کسی که مردم سخنان راست او را دروغ می پندارند و به او می خندند دیوانه است.

اگر عمر دوباره داشتم؟؟؟؟

اگر عمر دوباره داشتم مى كوشيدم اشتباهات بيشترى مرتكب شوم. همه چيز را آسان مى گرفتم. از آنچه در عمر اولم بودم ابله تر مى شدم. فقط شمارى اندك از رويدادهاى جهان را جدى مى گرفتم. اهميت كمترى به بهداشت مى دادم. به مسافرت بيشتر مى رفتم. از كوههاى بيشترى بالا مى رفتم و در رودخانه هاى بيشترى شنا مى كردم. بستنى بيشتر مى خوردم و اسفناج كمتر. مشكلات واقعى بيشترى مى داشتم و مشكلات واهى كمترى. آخر، ببينيد، من از آن آدمهايى بوده ام كه بسيار محتاطانه و خيلى عاقلانه زندگى كرده ام. ساعت به ساعت، روز به روز. اوه، البته من هم لحظاتِ سرخوشى داشته ام.

اما اگر عمر دوباره داشتم از اين لحظاتِ خوشى بيشتر مى داشتم. من هرگز جايى بدون يك دماسنج، يك شيشه داروى قرقره، يك پالتوى بارانى و يك چتر نجات نمى روم.

اگر عمر دوباره داشتم، سبك تر سفر مى كردم.

اگر عمر دوباره داشتم، وقتِ بهار زودتر پا برهنه راه م ىرفتم و وقتِ خزان ديرتر به اين لذت خاتمه م ىدادم. از مدرسه بيشتر جيم مى شدم. گلوله هاى كاغذى بيشترى به معلم هايم پرتاب مى كردم. سگ هاى بيشترى به خانه مى آوردم. ديرتر به رختخواب مى رفتم و مى خوابيدم. بيشتر عاشق مى شدم. به ماهيگيرى بيشتر مى رفتم. پايكوبى و دست افشانى بيشتر مى كردم. سوار چرخ و فلك بيشتر مى شدم. به سيرك بيشتر مى رفتم. در روزگارى كه تقريبًا همگان وقت و عمرشان را وقفِ بررسى وخامت اوضاع مى كنند، من بر پا مى شدم و به ستايش سهل و آسان تر گرفتن اوضاع مى پرداختم زيرا من با ويل دورانت موافقم كه مى گويد:( شادى از خرد عاقل تر است)

اگر عمر دوباره داشتم، ُ گلِ مينا از چمنزارها بيشتر می چيدم.

 نویسنده: دان هرالد

مرتبط با ایام، تکراری ولی قشنگ

چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند.

اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراین تصمیم گرفتند ... استاد خود را پیدا کنند وعلت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند.

آنها به استاد گفتند: «ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.»

استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها روز بعد امتحان بدهند.

چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند...

آنها به اولین مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند، سپس ورقه را برگرداندند تا به سوالی که 95 نمره داشت پاسخ بدهند. سوال این بود: کدام لاستیک پنچر شده بود؟!

فرشته‌ی بيكار

مردي خواب عجيبي ديد.

او در عالم رويا ديد كه نزد فرشتگان رفته و به كارهاي آنها نگاه مي كند. هنگام ورود ، دسته بزرگي از فرشتگان را ديد كه سخت مشغول كارند و تند تند نامه هايي را كه توسط پيك ها از زمين مي رسند، باز مي كنند و آنها را داخل جعبه هايي مي گذارند.

 مرد از فرشته اي پرسيد:« شما داريد چكار مي كنيد؟ »

 فرشته در حاليكه داشت نامه اي را باز م ي كرد، جواب داد: اينجا بخش دريافت است، ما دعا ها و تقاضاهاي مردم زمين را كه توسط فرشتگان به ملكوت مي رسد به خداوند تحويل مي دهيم! مرد كمي جلوتر رفت . باز دسته بزرگ ديگري از فرشتگان را ديد كه كاغذهايي را داخل پاكت مي گذارند و آنها را توسط پيك هايي به زمين مي فرستند.

 مرد پرسيد:«شماها چكار مي كنيد؟ »

يكي از فرشتگان با عجله گفت اينجا بخش ارسال است ، ما الطاف و رحمات خداوند را توسط فرشتگان به بندگان زمينم يفرستيم! مرد كمي جلوتر رفت و يك فرشته را ديد كه بيكار نشسته.

 مرد با تعجب از فرشته پرسيد:« شما اينجا چكار مي كني و چرا بيكاري؟ »

فرشته جواب داد: اينجا بخش تصديق جواب است . مردمي كه دعاهايشان مستجاب شده، بايد جواب تصديق دعا بفرستند. ولي تنها عده بسيار كمي جواب مي دهند!!

مرد از فرشته پرسيد: « مردم چگونه مي توانند جو اب تصديق دعاهايشان را بفرسند؟»

فرشته پاسخ داد: بسيار ساده است، فقط كافيست بگويند:(((خدايا متشكريم)))

هشتاد و نهی‌ها وارد می شوند / نویسنده‌های وبلاگ دو رقمی می شوند

سلام خدمت همه‌ی دوستان عزیز. خوشحالم که بازم در خدمتتون هستم. امروز اومدم تا یه خبری رو در مورد وبلاگ به اطلاعتون برسونم. فقط قبلش از همه‌ی شما عزیزان تشکر می‌کنم که همیشه حامی وبلاگ و نویسنده‌های وبلاگ بودین و اگه امروز وبلاگمون به جایی رسیده از لطف بی‌اندازه‌ی شما دوستان بوده و بس.

خب انشاالله از این به بعد قراره که توی وبلاگ از نوشته‌های عزیزان کنترل 89 هم استفاده کنیم. خانم سعیده شعیبی به عنوان اولین نفر از جمع کنترلی‌های 89 در این زمینه اعلام آمادگی کردن و حاضر شدن تا به جمع نویسنده‌های وبلاگ اضافه بشن.

همین‌جا از ایشون تشکر می کنم و برای ایشون آرزوی موفقیت دارم. امیدوارم ایشون بتونن با مطالبشون به وبلاگ کمک کنن و همچنین وبلاگ رو به بچه‌های کنترل 89 معرفی کنن تا ما بتونیم از نظر این دوستان برای پیشرفت و توسعه‌ی هرچه بیشتر وبلاگ کمک بگیریم.

از همه‌ی دوستان کنترلی 88 و همه‌ی بازدید‌کننده‌های وبلاگ درخواست می کنم تا با نظرات خودشون از ایشون حمایت کنن و مسیری رو به وجود بیارن تا بتونیم شاهد حضور همه‌ی دانشجوهای دانشگاه توی وبلاگمون باشیم. به این امید فعلا خداحافظ همتون.

جدبدترین های الکترونیک

سلام بر همه ی نگران های الکترونیک..

آخرین خبرهای الکترونیک که واقعه امیدوار کننده هست توجه کنید!!!

4تا خبر داغ دارم!!!

اول از پروژه و تمرین دوستانمون بگم اونم اینکه اوستاد لطف کردند با وجود پیدا نشدن آنها ازروی حرف ما و خودشون قبول کردند نمره دوستان لحاظ بشه!!

دوم امتحان از فصل 4،5،6هستش البته تا انتهای قضیه میلر!!

سوم اینکه سوالها پایان ترم طرح شده و تعدادش 4 تاست!!!

چهارم که از همه مهم تره اینکه عین سوال های جزوه و تمرین هاست البته عدد هاش عوض شده!!

یاحق!!

هارپ

با سلام

راستش من چند وقت پیش این اسم رو از دوست عزیزی شنیدم خیلی فکرمو مشغول کرد. توی کلاس هم استاد محرابی در موردش کمی صحبت کرد. گفتم شاید بد نباشه کمی بیشتر از تکنولوژی های روز اطلاعاتی داشته باشم این شد که در موردش تحقیق کردم تا حدی که بدونم چیه و به چه کاری میاد و دیدم بد نیست اگه این مطلبو همه بخونن. این هم مقدمه ای بود که نگید این چیه وسط وبلاگ، چه بی ربط. اگه هم بی ربطه ببخشید.

 

هارپ:

هارپ (HAARP) یک پروژه تحقیقاتی است که در ظاهر برای بررسی و تحقيق درباره لایه ی آیونوسفیر (Ionosphere)  و  مطالعات معادن زير زمينی (با استفاده از امواج راديويی ELF/ULF/VLF) تاسيس شده است. ولی در واقع "پروژه ای با تکنولوژی جنگ ستارگارن"  به منظور  کامل کردن یک سلاح جدید پايه گذاری شده است.

( توضيح: جنگ هايی که از  امواج "راديويی"، "ليزر" و "نيروی مغناطيس" برای صدمه به نيروی مقابل استفاده کنند به جنگ ستارگان معروف است و اين اسم را از فيلم  Star War گرفته اند)

 

آیونوسفیر چيست و کجاست؟

لایه ی آیونوسفیر در بالاترین لایه ی اتموسفیر (Atmosphere) قرار دارد.

 

 

این لایه تشعشات خطرناک "ماورای بنفش" و "اکس ری" خورشيد را  جذب کرده  و مانند سقفی از ورود آنها به زمين جلوگيری می نمايد تا زندگی بر روی کره زمین امکان پذیر گردد. همچنین به دليل محیط الکتریکی موجود در آيونوسفير  از اين لايه برای انعکاس امواج رادیوئی به اطراف زمین استفاده می شود. اگر این لایه به هر دليلی دچار اختلال شود تاثيرا ت بسیار زیادی بر روی زمین گذاشته و زيستن را مختل می کند.

 

لايه آيونوسفير چه ارتباطی به هارپ (HAARP) دارد؟

سیستم هارپ (HAARP) طوری طراحی شده است که بر روی آیونوسفیر تاثير مستقيم داشته باشد. از نمونه های اين تاثيرات قرمز و گداخته شدن و يا ذره بينی نمودن لايه را ميتوان نام برد.

این سیستم در حال حاظر از یک مجموعه آنتن های مخصوص (١٨٠ برج آنتن آلومنيومی به ارتفاع ٥٠/٢٣متر) تشکيل و برروی زمينی وسيعی به مساحت ٢٣٠٠٠ متر مربع در آلاسکا (Alaska) نصب گرديده است.

این آنتن ها امواج مافوق کوتاه  ELF/ULF/VLF  را تولید و به آیونوسفیر پرتاب می کنند.

 

 

 

آنتن های هارپ (HAARP) در آلاسکا

 اصولا امواج آنتن ها پس از اصابت به آيونوسفير و بازگشت به زمين قادر اند نه تنها به عمق دريا بروند بلکه فرا تر رفته و به اعماق زمين نيز وارد ميشوند و عملکرد آن بمانند "راديو ترموگرافی" (Radio Thermography) است که امروزه ژئولژيست ها برای  اکتشافات مخازن مختلف شامل گاز و نفت استفاده می کنند.  وقتی يک موج کوتاه "راديو ترموگرافی" به داخل زمين فرستاده ميشود به لايه های مختلف برخورد کرده و آن لايه ها را به لرزه می آورده و از لرزش صدايی با فرکانسی مخصوص توليد و به سطح زمين باز ميگرداند و ژئولژيست ها از صدای بازگشتی قادرند مخازن زيرزمين را شناسايی کنند.

با اين تفاوت که راديو ترموگرافی سيستمی است که با قدرتی به کوچکی ٣٠ وات لايه های زير زمينی را به لرزه درمی آورد و حال آنکه هارپ سيستم فوق الاده پیشرفته تری است که همان لايه های زمين را می تواند با استفاده از قدرتی برابر با ١,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (یک میلیارد)  تا ,١٠,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (ده میلیارد) وات بلرزاند! بدیهی است که هر چقدر قدرت امواج بیشتر می شود, تاثیراتش بر روی آیونوسفیر و اثرات ذره بینی آن بالاتر می رود. هدف از استفاده از این قدرت چیست؟

 

 

 

از نمودار فوق متوجه می شويد که آيونوسفير گداخته شده (به رنگ قرمز ديده می شود) و سپس مثل يک قلب شروع به تپش ميکند و از اين تپش ها، فرکانس های فوق کوتاه توليد شده که پس از اصابت به زمين به  داخل آن نفوذ مينمايد و در توضیحات زیر مشاهده خواهید کرد که چگونه از اين فرکانس فوق کوتاه و نيرومند، زمين زلزله و خرابی توليد ميگردد.

برای درک چگونگی ايجاد زمين لرزه يک مثال بزنم: وقتی شخصی صحبت ميکند، اول تارهای صوتی او ميلرزند (مثل لرزش های ايجاد شده در آيونوسفير). از اين لرزش فرکانس صوتی توليد شده و پس از اصابت به پرده گوش شنونده، پرده گوش او را ميلرزاند (مثل به لرزه در آوردن لايه های زير زمين به سبب اصابت فرکانس های توليد شده از آيونسفير) و سپس در گوش صدا توليد شده و شنونده آنرا به شنود.

با کمی فکر کردن می توان متوجه این شد که تکنولوژی هارپ "با ويژگی معادن يابی" برای پیدا کردن مخزن های گازی و نفتی ساخته نشده است! زیرا برای پیدا کردن مخازن نیاز به یک میلیارد وات نیست و يک ترموگراف برای اين کار کافيست. با توجه به تاثیرات هارپ بر روی آیونوسفیر و نهایتا تاثیرات آن بر روی زمین و وضعیت آب و هوا، می باید در مورد این تکنولوژی کمی جدی تر فکر کنیم. این تغییرات شامل خشکسالی در مناطقی که تا به حال بی سابقه بوده است، بارندگی های سیل آسا در جاهایی که به خشک بودن معروف هستند، طوفان ها و سونامی ها و ساده تر از همه ایجاد زلزله را ميتوان برای هارپ به شمار آورد.

 ناگفته نماند که امواج بازگشتی از آيونوسفير، پس از ورود به عمق دريا ميتوانند صدمات جانی برای موجودات دريايی، به خصوص نهنگ ها و دلفین ها را در بر داشته باشند.

 

توضیحات کوتاهی در مورد برخی از کاربرد های هارپ به شرح زير هستند:

 ١-  ايجاد موج Extreme Low Frequency) ELF) با فرکانس از ١ تا  ٢٠ هرتس به توسط  آيونوسفير، که با برخورد امواج هارپ توليد شده و سپس به زمين فرستاده می شود و تا اعماق ٣٥ کيلومتری زمين نفوذ نمايد که پس از برخورد  به لايه های مختلف زير زمينی توليد صدا نموده و در پی آن ايجاد زلزله می نمايد.

٣٠ دقیقه قبل از زلزله ی سیچوان (Sichuan) در چين در سال ٢٠٠٨، واکنش گذاختگی آیونوسفیر در آسمان مشاهده میشد و در پی آن زلزله هولناک ٨ ریشتری در آنجا به وقوع پیوست.

 

 

 

      

٢-  با قابلیت تکنولوژی "ترموگرافی" می توان کلیه اطلاعات معدن های زیر زمینی کره زمین را در اعماق کم شناسایی کند و کلیه تاسیسات زیر زمینی کشورهای دیگر را دقیقا زیر مطالعه قرار دهد.

٣- ايجادسونامی، خشکسالی، آتش فشان، سيل ها، طوفان هايی نظير طوفان کاترینا در نیو اورلیانس (New Orleans)

٤- انتقال نيروی برق از محل تاسيسات هارپ به نقطه ی ديگر از زمين و همچنين انتقال  برق از زمين به ماهواره ها.

 ٥- ايجاد اختلال و کنترل فرکانس های نوری مغز در سطوحی به وسعت شهرها و کنترل انسانها از راه دور و ايجاد "غش" و توليد  "وهم" در مغز انسانها.

 ٦- ايجاد اختلال در جريان برق و قطع برق شهری و اختلال در کار کامپيوتر هواپيماهای مسافربری، جت های جنگنده، کشتی ها، زير دريايی ها و غيره.

 ٧- ايجاد انفجار های عظيم زیر زمينی با قدرت بمب های اتمی و بدون توليد اشعه های راديو اکتيو (Radioactive).

 ٨- اختلال درعملکرد طبيعی آيونوسفير که چرخش زمين را در کنترل دارد. احتمال بسيار ميرود که درصورت دستکاری های متناوب تاثيراتی در حرکت چرخشی زمين ايجاد گردد، بدين صورت که يا چرخش را سرعت بخشيده و يا کند نمايد.

٩- ايجاد ديوارهای راديويی ضد هواپیما و ضد موشک.

 می توان به راحتی گفت که همه اسلحه های جنگی معمول و متداول امروزه در مقابل با اين تکنولوژی جديد کاملا متروکه به شمار ميايند به گونه ای که "هارپ" ميتواند با يک عملکرد کليه کامپيوتر های يک هواپيما را از فواصل دور از کار انداخته و آنرا سقوط دهد.

هارپ استفاده های زیادی داره. بحثو سی.... نمی‌کنیم.

امیدوارم این مطلب به دردتون خورده باشه.

دانلود تمرینات سه فصل آخر الکترونیک

سلام خدمت دوستان عزیز. عده از دوستان عزیز تمرینات سه فصل آخر الکترونیک رو خواسسه بودن که ما این تمرینات رو براشون آماده کردیم. جا داره همین‌جا از زحمات حامد بخردی عزیز و پدر محترمشون برای اسکن تمرینات، از حسن زینلی و برادر محترمشون برای ایمیل کردن تمرینات و از محمدحسین غفوری و موتور محترمشون برای رسوندن فایل‌ها از حامد بخردی به حسن زینلی تشکر کنم. همچنین از خودمم و داداشمم بی خودی (به قول سعید سپهری فرد) تشکر می کنم.

خب ما تمرینات رو در قالب دو فایل زیپ شده براتون آماده کردیم. شما برای استفاده از این فایلا کافیه بعد از دانلود هر فایل اونو از حالت زیپ خارجش کنین و بعد از فایلای پی دی اف داخل فایل زیپ شده پرینت بگیرین. فقط چیزی که هس هر صفحه خودش یه فایل پی دی افه و شماره‌ی هر صفحه همون اسمی هستش که ما روش گذاشتیم.

 

دانلود تمرینات فصل 4 و 5 الکترونیک در قالب یه فایل زیپ شده و حجم 3.37 مگابایت

دانلود تمرینات فصل 6 الکترونیک در قالب یه فایل زیپ شده و حجم 2.5 مگابایت

 

طریقه ی دانلود: روی لینک مورد نظرتون راست کلیک کنین و ازمنوی بازشده روی گزینه ی Save Target As… کلیک کنین تا دانلود شروع بشه.

خب امیدوارم که فایلا به کارتون بیاد. به همین امید خداحافظ همتون.

اگر...

اگر دروغ رنگ داشت، هر روز شاید ده‌ها رنگین‌کمان از دهان ما نطفه می‌بست و بی‌رنگی کمیاب‌ترین چیزها بود.

اگر عشق ارتفاع داشت من زمین را زیر پای خود داشتم و تو هیچ‌گاه عزم صعود نمی‌کردی آن‌گاه شاید پرچم کهربایی مرا در قله‌ها به تمسخر می‌گرفتی.

اگر گناه وزن داشت هیچ‌کس را توان آن نبود که گامی بردارد.

اگر دیوار نبود نزدیکتر بودیم، همه‌ی وسعت دنیا یک خانه می شد و تمام محتوای سفره سهم همه بود و هیچ‌کس در پشت هیچ ناکجایی پنهان نمی‌شد.

اگر خواب حقیقت داشت همیشه با تو در آن ساحل سبز لبریز از ناباوری بودم.

اگر همه سکه داشتند، دلها سکه را بیش از خدا نمی‌پرستیدند و یک‌نفر کنار خیابان خواب گندم نمی‌دید تا دیگری از سر جوانمردی بی‌ارزش‌ترین سکه‌اش را نثار او کند.

اگر مرگ نبود زندگی بی‌ارزش‌ترین کالا بود، زیبایی نبود، خوبی هم شاید.

اگر عشق نبود به کدامین بهانه می‌خندیدیم و می‌گریستیم؟ کدام لحظه‌ی ناب را اندیشه می‌کردیم؟ چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟

آری بی‌گمان پیش‌تر از اینها مرده بودیم، اگر عشق نبود.

اگر کینه نبود قلب‌ها تمام حجم خود را به اختیار عشق می‌گذاشتند و من با دستانی که زخم‌خورده‌ی توست گیسوان بلند تو را نوازش می‌کردم و تو سنگی را که من به شیشه‌ات زده بودم به یادگار نگه می‌داشتی و ما پیمانه‌هایمان را با شبهای مهتابی به سلامتی دشمنانمان پر می‌کردیم....

دکتر علی شریعتی

 

متن قشنگی که خوندید رو دوستمون زرو فرستادند.

شام آخر

لئوناردو داوينچي هنگام كشيدن تابلوي شام آخر دچار مشكل بزرگي شد : مي بايست نيكي را به شكل عيسي و بدي را به شكل يهودا، از ياران مسيح كه هنگام شام تصميم گرفت به او خيانت كند، تصوير مي كرد. كار را نيمه تمام رها كرد تا مدل هاي آرمانيش را پيدا كند.

روزي در يك مراسم همسرايي، تصوير كامل مسيح را در چهره يكي از آن جوانان همسرا يافت . جوان را به كارگاهش دعوت كرد و از چهره اش اتودها و طرح هايي برداشت.

سه سال گذشت .

تابلو شام آخر تقريبأ تمام شده بود؛ اما داوينچي هنوز براي يهودا مدل مناسبي پيدا نكرده بود . كاردينال مسئول كليسا كم كم به او فشار مي آورد كه نقاشي ديواري را زودتر تمام كند.

نقاش پس از روزها جستجو، جوان شكسته و ژنده پوش و مستي را در جوي آبي يافت . به زحمت از دستيارانش خواست او را تا كليسا بياورند، چون ديگر فرصتي براي طرح برداشتن نداشت.گدا را كه درست نمي فهميد چه خبر است، به كليسا آوردند : دستياران سرپا نگه اش داشتند و در همان وضع، داوينچي از خطوط بي تقوايي، گناه و خودپرستي كه به خوبي بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداري كرد. وقتي كارش تمام شد، گدا، كه ديگر مستي كمي از سرش پريده بود، چشم هايش را باز كرد و نقاشي پيش رويش را ديد و با آميزه اي از شگفتي و اندوه گفت: من اين تابلو را قبلأ ديده ام!

داوينچي با تعجب پرسيد:کی؟؟

سه سال قبل،پيش از آنكه همه چيزم را از دست بدهم. موقعي كه در يك گروه همسرايي آواز مي خواندم، زندگي پر رويايي داشتم و هنرمندي از من دعوت كرد تا مدل نقاشي چهره عيسي شوم!!!

 

برگرفته از كتاب (شيطان و دوشيزه پريم) پائولو كوئيلو

چهار شمع

چهار شمع به آرامی می‌سوختند و با هم گفتگو می‌کردند.

محيط به قدری آرام بود که گفتگوی شمع‌ها شنيده می‌شد.

اولين شمع می‌گفت: من «دوستی» هستم اما هيچکس نمی‌تواند مرا شعله‌ور نگاه دارد و من ناگزير خاموش خواهم شد.

شمع دوستی کم نورتر و کم نورتر شد و خاموش گشت.

شمع دوم می‌گفت: من «ايمان» هستم اما اغلب سست می‌گردم و خيلی پايدار نيستم.

در همين زمان نسيمی آرام وزيدن گرفت و او را خاموش کرد.

شمع سوم با اندوه شروع به صحبت کرد:
 
من «عشق» هستم ولی قدرت آن را ندارم که روشن بمانم. مردم مرا کنار می‌گذارند و اهميت مرا درک نمی‌کنند. آنها حتی فراموش می‌کنند که به نزديکان خود عشق بورزند!

و بی درنگ از سوختن باز ايستاد.

در همين لحظه کودکی  وارد اتاق شد. چشمش به شمع‌های خاموش افتاد و گفت: شما چرا نمی‌سوزيد! مگر قرار نبود تا انتها روشن بمانيد؟

و ناگهان به گريه افتاد.

با گريه کودک شمع چهارم شروع به صحبت کرد و گفت:

نگران نباش! تا زمانی که شعله من خاموش نگردد شمع‌های ديگر را روشن خواهم کرد.

من اميد هستم.

کودک، با چشم‌هائی که از شادی می‌درخشيدند، شمع اميد را در دست گرفت و دوستی، ايمان و عشق را شعله‌ور ساخت

شمع ”اميد“ زندگی شما هرگز خاموش نگردد تا هميشه آکنده از ”دوستی، ايمان و عشق“ باشيد.

خبر جدید از الکترونیک1!!!!

اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده

بدان امتحان دارد و هیچ کاری نکرده

سلام بر همه دوستان...

درمورد الکترونیک1 مطلبی را برای دوستانمون باید بگم اونم اینکه استاد برای پایان ترم 12نمره و برای میانترم5 وبرای پروژ1نمره و هر کوییز1نمره لحاظ کرده اند.

سطح سوالای پایان ترم از متوسط بالاتره که با مسلط بودن به جزوه و نمونه سوالات میتوانید پاسخ بدید!!

پروژه و تمرین آقایان مژگانی و کیانی هم دوباره برسی خواهد شد!!

بازم اگه فکر میکنید مطلبی را سوال دارید بگید!!

یک جور اطلاعیه

سلام

بخاطر غیبت چندین روزم بهتون یک معذرت خواهی بدهکارم

راستش مشکلی پیش اومده بود که خداروشکر رفع شد

فکر کنم هر کدوم از شما سوالات زیادی دارید در رابطه با انجمن دارید اگه ندارید هم من خودم شروع میکنم و هر چند دیر شده ولی آخرین اخبار انجمن رو در اختیارتون قرارمیدم شاید سوالی پیش بیاد.

ما یعنی اعضای شورا به همراه چند تن از دوستان رفتیم دانشگاه کاشان که جا داره همین الان از آقای کم صدا و برادر گرامیشون تشکر کنم که این قرار ملاقات با کارشناس انجمن های علمی دانشگاه کاشان رو  گذاشتن.

ما رفتیم تا هم سوالامون رو بپرسیم و هم بیشتر انجمن و اهدافشو بفهمیم که خیلی کمکمون کرد.ممکنه بپرسید مگه شما نمیدونستید انجمن به چه کاری میاد چرا میدونستیم ولی اطلاعاتمون لازم بود کافی نبود. به غیر از این.این ملاقات برامون ثمرات دیگه ای هم داشت اون هم این بود که ما میتونیم با انجمن دانشگاه کاشان و حتی دانشگاههای دیگه رابطه برقرار کنیم که به پیشرفتمون کمک میکنه.

راستی من شنیدم تعدادی از دوستان از دانشگاه یا هم رشته ای هامون میخوان عضو انجمن شن.به این دوستان لازمه بگم ما خیلی خوشحال میشیم این دوستان میتونن یا از طریق بخش نظرات یا با شماره ۰۹۳۷۷۳۹۷۸۰۷تماس بگیرن و سوالاتشون رو بپرسن و اگر خواستن عضو شن.

و باز هم راستی دوستان چرا وقتی که گفتم توی هر زمینه میخواهید فعالیت کنید اسمتون رو و زمینه فعالیت رو بگید استقبال نکردید تعداد زیادی انگار دوست ندارن بیان.به خدا  دردسر زیادی نداره فقط کمی از وقتتون رو میگیره.باز هم دیر نشده توی هر زمینه ای که میخواهید فعالیت کنید بگید تا کارمون رو شروع کنیم.

دیگه عرضی ندارم

به امید پیشرفت انجمن با همکاری هممون

نی­­­نی محترم شماره­ی 4 آماده­ی حدسیدن

سلامی داریم به همه ی عزیزان کنترلی. یه دوست عزیزی نظر داده بودن و گفته بودن که این نی­نی­یستان کنترل که را انداخته بودین تعطیل شد؟ خدمت این دوست عزیزمون عرض کنم که، نه عزیز جان، تعطیل نشده بود. ما یه مدت نی­نی­ها رو فرسساده بودیم مرخصی. اما خوشبختانه این نی­نی ها از مرخصی برگشتن و الان چهارمین نی­نی محترم آماده هسسن که عکسشونو براتون بذاریم و شما ایشونو حدس بزنین.

 

 

خب عکس ایشونو که براتون گذاشتیم، شما لطفا حدس بزنید ایشونو. ضمنا نی­نی قبلی هم جناب مهندس آرمین اسکندری شهرابی بودن که به دلیل تابلو بودن عکس بچگی ایشون، هیئت داوران هیش کی رو لایق دریافت شوکولات طلایی این بخش ندونسسن. خب دوستان شما را با حدساتون تنها می­ذارم و خداحافظ.

حافظ تو هم ننه؟

سلامی دارم خدمت همه ی دوستان گل و بلبل. راستش امشب یه کم دلمون گرفته بود، به همین خاطر تفعلی زدیم به دیوان حضرت حافظ و این غزل اومد. اینم بگم که وقتی داشتم نیت می‌کردم ناخوداگاه به یاد سه از دوستان افتادم پس همین‌جا این غزلی رو که امشب برام اومد تقدیم می کنم به این سه عزیز.

 

تقدیم به دوستان عزیزم، سیدحسین مژگانی، محمدحسین غفوری و میلاد زمانپور   

 

مــا ز یـاران چـشـم یـاری داشـتـیـم

خود غلــط بود آنچــه می‌پنداشـتیـم

تـا درخــت دوســـتـی کــی بـر دهـد

حالـیـا رفتـیــم و تـخـمـی کـاشـتـیـم

گـفـت‌و‌گـو آیــیـن درویــشــی نــبــود

ورنــه بــا تــو مــاجــراهــا داشــتـیـم

شیـوه‌ی چشمت فریب جنگ داشت

ما غلـط کـردیـم و صلـح انگـاشـتـیـم

نـکـتـه‌هـا رفـت و شکایـت کس نکرد

جـانـب حـرمـت فـرو نـگـذاشـــتــیــم

گـلـبـن حـسـنـت ز خـود شـد دلفروز

مــا دم هــمــت بـر او بـگـمـاشـتـیـم

گـفـت خـود دادی بـه مـا دل حـافـظـا

مـا مـحـصـل بـر کـسـی نـگـمـاشـتیم

 

پرستوی تنها - عکس از برادر عزیزم، علی محمد کم صدا آرانی

توضیح تصویر: پرستوی تنها- عکس از برادر عزیزم، علی محمد کم صدا آرانی

 

ما که از حکمت این غزل حضرت حافظ سر درنیاوردیم چون توی این غزل بدجوری داره از رفیق و یار و دوست شکایت می‌کنه در صورتی که من از این سه عزیزی که این غزل رو بهشون تقدیم کردم گلایه ای ندارم. من فک می کنم حضرت حافظ منو سر کار گذتشته اما بازم اگه این عزیزان دل در خلاف حرف بنده و تایید نظر حضرت حافظ نظری دارن بگن که ما هم دو زاریمون بیفته. فقط من بی صبرانه منتظر نظر این دوستان هستم.

نصف شب همتون به‌خیر

هرگز زود قضاوت نکنیم

مرد مسنی به همراه پسر ٢۵ ساله‌اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلی‌های خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.

به محض شروع حرکت قطار پسر ٢۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می‌کرد فریاد زد: پدر نگاه کن درخت‌ها حرکت می‌کنند. مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد.

کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرف‌های پدر و پسر را می‌شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک کودک ۵ ساله رفتار می‌کرد، متعجب شده بودند.

ناگهان جوان دوباره با هیجان فریاد زد: پدر نگاه کن، دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می‌کنند.

زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می‌کردند.

باران شروع شد و چند قطره روی دست مرد جوان چکید.

او با لذت آن را لمس کرد و چشم‌هایش را بست و دوباره فریاد زد: پدر نگاه کن باران می‌بارد،‌ آب روی من چکید.

زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: ‌چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی‌کنید؟

مرد مسن گفت: ما همین الان از بیمارستان بر می‌گردیم. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می‌تواند ببیند.

 

با تشکر از HONEY به خاطر ارسال این مطلب

علت عدم رسیدگی به اعتراضات نمره های ریاضی مهندسی استاد حمیدی

از همین جا به همتون سلام می کنم. امیدوارم توی این روزای سرد کنترلی سرماخورده نداشته باشیم. اما موضوعی که می خوام اینجا مطرح کنم مربوط می شه به بحث نمرات ریاضی مهندسی استاد حمیدی.

عده ای از دوستان طی این چن روزه با بنده تماس گرفتن و گفتن که به نمره ی ریاضی مهندسیشون اعتراض کردن ولی هنوز از اعتراضشون نتیجه ای نگرفتن یعنی اعتراضشونو به ایمیل استاد فرسسادن ولی استاد جوابشونو نداده. دیروز باری پرسیدن چن تا سوال درسی به اتفاق دوتن از دوستان، حضوری با استاد حمیدی ملاقات داشتیم و ضمن پرسیدن سوالا، این مسئله رو با ایشون در میون گذاشتیم.

ایشون به ما توضیح دادن که برگه های امتحانی دست ایشون نیس و این برگه ها پیش دکتر جهانی نژاده. بعد ایشون جلوی روی ما با دکتر جهانی نژاد تماس گرفتن و از ایشون خواسسن که اعتراضات رو برسی کنن. بعدشم قرار شد که استاد حمیدی ایمیلای اعتراضی رو به آدرس ایمیل دکتر جهانی نژاد فروارد کنن. قرار شد دکتر جهانی نژاد نتیجه ی اعتراضاتو از طریق ایمیل به اطلاع شخصی که اعتراض کرده برسونن. ضمنا ما از استاد حمیدی پرسیدیم که ممکنه نمره ی یه نفر بعد از اعتراض کمتر بشه یا نه؟ که ایشون قاطعانه گفتن نه.

خب دوستان متنی که خوندین نتیجه ی ملاقات دیروز ما با استاد حمیدی بود. بازم اگه سوالی هس توی قسمت نظرات مطرح کنین تا ما بهش جواب بدیم. فعلا با اجازتون و خدانگهدار.

نمونه سوالات امتحانی الکترومغناطیس برای دانلود

یه سلام زمسسونی شنبه ی اول هفته ای به همه ی بر و بچه های کنترل. خب بعد از چن روزی که احساس 118 بودن کامل به ما دس داده بود امروز با یه احساس جدید به نام جزقلیت در خدمت شماییم. (چی گفتم آیا؟ اگه کسی فهمیده لطفا برام ترجمه کنه.)

اون چن روزی که براتون گفتم احساس 118 بودن و اطلاعات راه دور به ما دس داده بود، چن تایی از دوستان تماس گرفتن و تمرینات جلسه ی آخر استاد محرابی رو درخواست کردن. ظاهرا این دوستان به علت دو در کردن و شلوغی در حد انفجار انتشارات محترم دانشگاه، موفق نشده بودن این نمونه سوالاتو که به گفته ی استاد محرابی شبیهشون تو امتحان میاد رو تهیه کنن. چون امتحان الکترومغناطیس اولین امتحانه و دوستان دو در کرده ی عزیز تا اون موقع لطف نمی کنن و نمیان دانشگاه، درخواست گذاشتن این نمونه سوالات یه مقدار شدیدتر از درخواست های قبلی بوده.خب کلا ما بخیل نیسیم و با این که این ترم این درسو خودمون نداریم بازم درخواست این عده از دوستان رو اجابت کردیم.

اما نمونه سوالات رو در 37 صفحه ی جفتی و در قالب یه فایل پی دی اف براتون آماده کردیم. جا داره برای تهیه ی و اسکن نمونه سوالا از دوست عزیز 8812310034 تشکر کنم که گفته اسمشو نیارم ولی نگفته شماره ی دانشجوییشو نیارم و نگفته که به شما نگم که پاچه خاره. همچنین از برادرم عزیزم علی محمد هم باید تشکر کنم که حجم عکسای اسکن شده رو آوردن پایین و فایل نهایی رو برای دانلود در اختیارم قرار دادن.

دلم می خواد عزیزانی که فایل نمونه سوالات رو دانلود می کنن توی قسمت نظرات به هر اسمی که دوس دارن نظر بدن و بگن که فایلا رو دانلود کردن تا ما آمار دسسمون بیاد و ببینیم که آیا واقعا ارزششو داره که این کارو انجام بدیم یا نه. اگه این بار تعداد دانلودها کمتر از 10 نفر باشه من شخصا دیگه از این کارا نمی کنم چون فرآیند آماده سازی درخواست ها و گذاشتنشون روی وبلاگ یه مقدار وخ گیره.

فقط یه چیزی بگم و دیگه تموم. چون فایلی که اینجا براتون گذاشتیم برای صفحه ی آ4 تنظیم نشده، شما حتما باید تنظیمات کاغذ پرینترتونو روی صفحه آ4 تنظیم کنین که پرینتتون توی یه صفحه ی آ4 فول باشه. اگرم تو خونه پرینتر ندارین و برای پگرفتن پرینت می رین مغازه، همین حرفا رو به مغازه دار بگین تا فایلو تو صفحه ی آ4 و به صورت فول براتون پرینت بگیره. خب خیلی خسستون کردم، اگه چیزی گفتم که کسی ناراحت شده، باید ببخشه چون من امروز ناهار سنگین خوردم. فعلا خداحافظ.

 

دانلود نمونه سوالات الکترو مغناطیس استاد محرابی با فرمت پی دی اف، به صورت اسکن شده و حجم 1708 کیلوبایت در 37 صفحه ی جفتی 

طریقه ی دانلود: روی لینک بالا راست کلیک کنین و ازمنوی بازشده روی گزینه ی Save Target As… کلیک کنین تا دانلود شروع بشه.

 

توجه: نمونه سوالات امتحانی اونایی هستن که دور شماره ی سوالشون دایره داره.

نمرات میانترم الکترونیک 1 استاد ذاکری

سلام خدمت امت خودکشی کنترل. اینم نمرات الکترونیک استاد ذاکری. تو رو خدا دیگه نصفه شب زنگ نزنین بگین این نمرات الکترونیک چی شد؟ به خدا این جدولی که پایینه، نمرات الکترونیکه. (این تیکه رو گریه دار بخونین تو رو خدا).

البته این دیر گذاشتن نمرات چن تا دلیل داش. اولیش این بود که اصلا قرار نبود استاد ذاکری نمرات بقیه درساشو برام بفرسسن. دومیش این که تعداد افرادی که باید نمره هاشونو می ذاشتم زیاد بودن و این خودش وخ گیر بود و منم دس تنها بودم، تو این هاگیر واگیر اینترنت سرعتش مث سرعت لاک پشت بود و سیستمم مشکل پیدا کرده بود. اینا رو نگفتم که براتون کلاس بذارم، فقط گفتم که در جریان باشین. خب ولش کن بابا، نمراتتونو سیاحت کنین.

 

ردیف

شماره دانشجویی

تمرین

پروژه

کوئیز 1

کوئیز 2

میانترم

01

8812310002

+

+

5

10

5

02

8812310005

-

+

8.5

10

4.5

03

8812310007

+

+

5

10

3.5

04

8812310011

+

+

9

9

3

05

8812310013

+

+

10

10

4.5

06

8812310014

+

+

9.5

6

4.5

07

8812310015

+

+

9

10

3.5

08

8812310023

+

-

9.75

8

4.75

09

8812310024

+

+

10

8

5

10

8812310028

+

+

9.5

10

4

11

8812310031

+

+

10

10

3.5

12

8812310034

+

+

8.5

10

4.5

13

8812310035

+

+

9

4

3

14

8812310043

+

+

9

10

4.۲5

15

8812310053

+

+

10

10

5

16

8812310055

+

+

9

10

4

17

8812310061

+

+

8.5

10

5

18

8812310062

+

+

8.5

8

2.5

19

8812310063

+

+

9

10

3.5

20

8812310068

-

-

10

7

4

21

8812310071

+

-

9

10

4

22

8812310074

+

+

10

10

2.75

23

8812310076

+

+

9.5

10

4.5

24

8812312078

+

+

9.75

8

4.5

 
 

تا نرفتم یه چیزی رم بگم که اون انسانی که شماره ی دانشجوییش 8812310034 هستش و اصلا هم پاچه خار نیس، توی اون فرمی که استاد به من داده بود جلوی اسم ایشون یه علامت مثبت گذاشته بودن که من حکمتشو نفهیدم ولی فک کنم نشونه ی یه نمره ی اضافس که ایشون به سبب پاچه خاری نکردن تو این ترم کاسب شدن. می خواسسم به استاد ذاکری زنگ بزنم و راز این حکمتو رو از خودشون سوال کنم که متاسفانه گوشیشون خاموش بود و نشد.

خب امت تقلب نکرده ی کنترل، نمره هاتون حلالتون باشه و خداحافظ.

نمرات میانترم درس تجزیه و تحلیل سیستم استاد ذاکری (گروه سوم)

و اینم سری سوم نمرات.

 

ردیف

شماره دانشجویی

میانترم از 6 نمره

کوئیز، تمرین و حضور در کلاس از 5 نمره

01

8912250004

3.25

4

02

8912250005

غایب

0

03

8912250006

غایب

3

04

8912250010

3

4

05

8912250011

3.25

4

06

8912250012

3.75

4.5

07

8912250014

غایب

0

08

8912250016

4

5

09

8912250017

2.5

3.5

10

8912250019

غایب

0

11

8912250021

2.25

3

12

8912250024

2.25

3

13

8912250025

2.5

3.5

14

8912250028

5

5

15

8912250030

2.75

3.75

16

8912250032

6

5

17

8912250035

0

2

18

8912250036

2

3.25

19

8912250039

غایب

0

20

8912250043

4.75

5

21

8912250044

2.5

4

22

8912250045

6

5

23

8912250047

غایب

0

24

8912250049

غایب

0

25

8912250051

غایب

0

26

8912250052

5.5

5

27

8912250054

4.25

4.75

28

8912250059

1.5

2.5

29

8912250061

5.25

5

30

8912250103

0

0

31

8912250066

1.5

2.5

32

8812240075

2.75

3.75

33

8912250067

5.5

5

34

8912250068

غایب

0

35

8912250070

1.5

2.25

36

8912250071

2.75

3.75

37

8912250072

غایب

3

38

8912250075

4.25

5

39

8912250074

3

4

40

8912250077

1.5

3

41

8912250078

3

4

42

8912250079

غایب

0

43

8912250080

6

5

44

8912250082

1.75

2.25

45

8912250085

2.75

3.75

46

8912250087

غایب

2

47

8912250088

6

5

48

8912250091

0.75

2

49

8912250092

غایب

2

50

8912250094

6

5

51

8912250096

4.75

5

52

8912250097

5.25

5

53

8912250099

غایب

0

54

8912250100

6

5

55

8912250101

3.75

4.5

56

8912250102

2.25

3.25

57

مسعود ذوالفقاری

1

2.5

58

8812240015

3

4

 

از همه ی دوستان غیر کنترلی بابت تاخیر تو گذاشتن نمره ها معذرت می خوایم و خیلی خوشحالیم از این که این دوستان این چن روز به وبلاگ ما سر زدن.

امیدوارم نمره ی همه خوب شده باشه. به این امید خدانگهدار.

نمرات میانترم درس تجزیه و تحلیل سیستم استاد ذاکری (گروه دوم)

سلام. اینم سری دوم نمرات میانترم درس تجزیه و تحلیل سیستم استاد ذاکری.
 
 

ردیف

شماره دانشجویی

میانترم از 6 نمره

کوئیز، تمرین و حضور در کلاس از 5 نمره

01

8912230001

5.5

5

02

8812250004

6

5

03

8912230003

غایب

0

04

8912230004

2.5

3

05

8912230005

1

2

06

8912230006

5.75

5

07

8912230007

غایب

0

08

8912230009

5.5

5

09

8912230011

2.5

3.25

10

8912230012

3

3.5

11

8912230020

3

3.5

12

8912230021

3.25

4

13

8812230023

غایب

2.5

14

8812230024

1.25

2

15

8912230025

6

5

16

8912230026

3

4

17

8912230029

غایب

3

18

8912230030

5.75

5

19

8812240046

2.25

3

20

8812240047

3.5

4

21

8912230032

3.75

4.5

22

8912230034

3.25

3.75

23

8912230035

غایب

0

24

8912230036

3.25

3.75

25

8812250044

5.5

5

26

8912230038

3.75

4.5

27

8912230039

4.75

5

28

8912230040

6

5

29

8912230041

3.5

4

30

8912230042

3

4

31

8912230043

2.5

3.25

32

8912230044

غایب

0

33

8912230045

2.75

3.5

34

8912230049

6

5

35

8912230050

غایب

2

36

8912230053

2.25

3.5

37

8912230054

2

3

38

8912230055

غایب

0

39

8912230056

3.5

3.5

40

8912230059

غایب

0

41

8912230060

5

5

42

8912230061

2.5

3.5

43

8712250064

غایب

0

44

8912230064

غایب

0

45

8912230069

6

5

46

8912230070

1.75

2.5

47

8912230072

غایب

0

48

8912230077

1.25

3

49

8812250082

غایب

0

50

8912230078

1.75

2.5

51

8912230082

غایب

2

52

8912230083

غایب

2

53

8912230086

غایب

2

54

8912230087

غایب

0

55

8912230088

2.75

3.5

56

8912230091

0.5

2

57

8812250101

0

2

58

8912230094

غایب

0

59

8912230097

غایب

0

60

8912230099

2.5

3.5

61

8912230101

1

2.5

62

8912230102

6

5

63

8912230105

5

5

64

8912230106

3.75

4.5

65

8912230107

2.5

3.5

66

8912230108

2.5

3.5

67

8912230109

2.5

3.5

68

8912230110

2.5

3.5

69

8912230111

1.25

2.5

70

8912230112

2.25

3.5

71

8812230072

5.75

5

نمرات میانترم درس تجزیه و تحلیل سیستم استاد ذاکری (گروه اول)

سلام خدمت همه ی غیر کنترلی های عزیز. جدولی که در ادامه اومده، جدول نمرات میانترم درس تجزیه و تحلیل سیستم استاد ذاکری هستش. البته این فقط نمرات گروه اوله. نمرات گروه های بعدی رو به زودی براتون روی وبلاگ قرار می دیم. ضمنا نمره ی امتحان از 6 نمره ی و نمره ی کوئیز، تمرین و حضور در کلاس از 5 نمرس.

 

ردیف

شماره دانشجویی

میانترم از 6 نمره

کوئیز، تمرین و حضور در کلاس از 5 نمره

01

8912240001

5.25

5

02

8912240002

2.5

3.25

03

8912240003

5

5

04

8912240005

6

5

05

8912240006

2.25

3.25

06

8912240008

0

3

07

8912240011

5

5

08

8912240016

6

5

09

8912240017

1.75

2.5

10

8912240018

غایب

0

11

8912240021

6

5

12

8912240022

6

5

13

8812240031

غایب

2

14

8812240033

غایب

0

15

8912240028

غایب

3.5

16

8912240030

غایب

0

17

8912240031

6

5

18

8912240032

غایب

0

19

8912240033

غایب

0

20

8912240036

5.5

5

21

8912240037

2.5

3.25

22

8912240040

2.75

3.5

23

8912240041

4.5

4.75

24

8912240042

غایب

0

25

8912240043

6

5

26

8912240045

4.25

4.75

27

8912240۰46

غایب

2

28

8912240047

غایب

0

29

8912240049

3.75

4.25

30

8912240050

5.5

5

31

8912240052

5.75

5

32

8912240056

3.25

4.25

33

8812240067

غایب

0

34

8912240058

3.25

4.25

35

8912240062

0.75

2

36

8912240063

غایب

2

37

8912240064

3.25

3

38

8912240065

غایب

0

39

8912240069

4

4.75

40

8912240070

2

2.5

41

8912240071

4

4.75

42

8912240072

غایب

0

43

8912240073

2.25

3.25

44

8912240076

2.5

3

45

8912240077

4.75

5

46

8812260105

5.75

5

47

8912240084

2

2.5

48

8912240086

غایب

0

49

8912240089

5.25

5

50

8912240091

4

4.75

51

8912240099

غایب

0

52

8912240100

6

5

53

8912240103

6

5

54

8912240104

1

3

55

8912240105

5.25

5

56

8912240106

6

5

 

فعلا خداحافظ.