یه کم با فکر بخندیم.....


 
چقدر خنده داره
که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست.
ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می‌گذره!

چقدر خنده داره
که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه
اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می‌ریم کم به چشم میاد!

چقدر خنده داره
که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد
اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت می‌گذره!

چقدر خنده داره
که وقتی می‌خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می‌کنیم چیزی به فکرمون نمیاد
اما وقتی که می‌خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!

چقدر خنده داره
که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی می‌کشه لذت می‌بریم و از هیجان
تو پوست خودمون نمی‌گنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانی‌تر از حدش می‌شه
شکایت می‌کنیم و آزرده خاطر می‌شیم!

چقدر خنده داره
که خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته
اما خوندن صد سطر از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!

چقدر خنده داره
که سعی می‌کنیم ردیف جلو صندلی‌های یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم
اما به آخرین صف نماز جماعت یک مسجد تمایل داریم!

چقدر خنده داره
که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا
نمی‌کنیم اما بقیه برنامه‌ها رو سعی می‌کنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

چقدر خنده داره
که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می‌کنیم
اما سخنان قران رو به سختی باور می‌کنیم!

چقدر خنده داره
که همه مردم می‌خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا
انجام بدهند به بهشت برن!

چقدر خنده داره
که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می‌کنیم به
سرعت آتشی که در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا می‌گیره اما وقتی سخن و پیام
الهی رو می‌شنویم دو برابر در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می‌کنیم!

خنده داره
اینطور نیست؟
دارید می‌خندید؟
دارید فکر می‌کنید؟
این حرفا رو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاسگزار باشید
که او خدایی دوست داشتنی ست.
 
 
 

چه زیبا خالقی دارم

چه بخشنده خدای عاشقی دارم

که میخواند مرا،با آنکه میداند گنه کارم

 

اول ترمی......

اول مهر یا ابتدای هر ترم دانشجوها تو فکرن که برن کلاس یا نه چون ممکنه تا دانشگاه برن و کلاس نباشه و ضد حال بخورن اما حضور دانشجوها رو میشه به این شکل بررسی کرد :


ا) يک عده اي به دانشگاه مي رن تا  بعد از مدتها دوستان خودشون رو ببينن.(چه با مرام هستن..)

2) يک عده اي هم میرن دانشگاه تا قانون پایستگی واحد ها (واحد ها یا پاس میشوند یا از ترمی به ترم دیگر منتقل میشوند) رو به فعلیت برسونن.(.........)
 
3) يک عده اي ميرن دانشگاه چون کار اداري دارن حالا دروغ و راستش با خودشونه.(ارزششو نداره خودتونو مدیون کنید..... توجه مینمویید......)

4) يک عده اي هم که علاقه وافر به درس دارند و از اولين جلسه تا آخرين جلسه حضور دارن و فقط دور از جون شما مرگ يا قطع نخاع باعث ميشه که سر کلاس حاضر نشن.( چی بهشون بگم آخه.....)

5) يک عده اي ميرن تا جزوه بنويسن دقت کنید (فقط مینویسند) و آخر ترم بچه ها به اونا خیلی احتياج دارن و معمولا فونتشون B Nazanin هستش( سلامتی این افراد( خودم) صلوات) به هر حال دستشون درد نکنه.(واقعا دستشون درد نکنه......)

6) يک عده اي هم اداره آمار تشریف دارن صبح از خواب پا ميشن تو دانشگاه هستن حالا چه کلاس باشه چه نباشه به نظر من با وجود این افراد دانشگاهها دیگه احتیاج به حراست ندارند و میتونند از این دانشجویان مشتاق استفاده کنند.( خجالت بکشید .... واقعا که....)

7) يک سري از بچه ها از ترس استادا ميان دانشگاه چون بعضیاشون گیرن و یا ... ( اینام خجالت بکشن ...)

8) يک گروه هم که توي دانشگاه کارهاي فرهنگي هنري علمي عقيدتي و البته ورزشی انجام ميدن و بايد حتما باشند وگرنه خط ميخورن.(خب به این دسته گیر نمیدیم.......)

9) چندین نفر هم که خونشون نزدیک دانشگاه هستش میگن که میریم اگه کلاس بود که بود اگه نبود که بهتر.( عجب مخشون کار میکنه آ .....)

تا اينجا 50 در صد از کلاس جور شده و مي مونه 50 در صد ديگه که از اين 50 درصد که نيومدن  30 درصد شون ميان کلاس و دليلشون اينه که چون 50 درصد اومدن ما هم اومديم(ماشا... کلاس ما که همه چون اون ۵۰ درصد اومدن میان) پس تا حالا 80 درصد اومدن و 20 درصد مونده.

از اين 20 درصد 15 درصدشون میمونه که اینا با موبایل ارتباط لحظه به لحظه با دانشگاه و همکلاسی هاشون دارن و هر 5 دقیقه یک بار آمار میگیرن که کی اومد و کی رفت و خلاصه چند نفر توی دانشگاه هستند سر آخر ميبينند که ديگه 80 درصد اومدن يک حالت اضطراب و دلهره بهشون دست ميده و خودشون رو توجيه مي کنند و ميگن حالا که خونه بيکاريم ديگه چي کارکنيم همه که اومدن ما هم مجبوريم بريم و ميمونه 5 درصد که اين افراد را تا آخر ترم به ندرت در دانشگاه ميبينيم(سعید آقا و علی آقا با شماها بودم توجه نموییدید؟؟؟).
نام ديگر اين افراد پيچ مي باشد که فن و فنون مخصوص به خودشون رو واسه پيچوندن کلاس دارند که کار هر کسي نيست! 
  

حالا ببینیم این ترم کی و چطوری شروع میشه!!!

امان از دست مرد ها.....

مطمئن باش که تو هم خوشبختی!

اگر امروز با احساس تندرستي بيشتري از خواب بيدار شويد ... از ميليون ها نفري که تا پايان هفته نيز دوام نخواهند آورد سعادتمند تريد.

اگر هرگز، تنهايي زندان، زجر شکنجه، يا گرسنگي را تحمل نکرده ايد از 500 ميليون نفر در اين دنيا پيش تريد.

اگر بتوانيد بدون ترس از ارعاب، دستگيري،شکنجه يا مرگ مراسم مذهبي خود را انجام دهيد، از 3 ميليارد مردم اين جهان خوشبخت تريد.

اگر غذايي در يخچال ، پوشاکي بر تن، سقفي بالاي سر و جايي براي خوابيدن داريد ... از 75 درصد مردم جهان ثروتمند تريد.

اگر در بانک يا کيف دستیتان پول داريد و جايي براي استراحت و تفريح در اختيار نيز داريد ، از جمله 7 درصد ثروتمندان جهان هستيد.

اگر پدر و مادرتان هنوز در قيد حيات هستند و با هم زندگي مي کنند شما از جمله نوادر حتي در آمريکا و کانادا مي شويد.

اگر مي توانيد اين مطلب را بخوانيد، دو بار سعادتمند هستيد، يک بار به خاطر اينکه کسي به فکر شماست و دوم اينکه شما بيش از 4 ميليارد نفري که در اين دنيا بي سواد هستند، خوشبخت ترهستيد.



اولین آلیاژ با خاصیت تبدیل گرما به الکتریسیته در جهان کشف شد

اولین آلیاژ با خاصیت تبدیل گرما به الکتریسیته در جهان کشف شد:

برای نخستین بار در جهان آلیاژی طراحی شده که گرما را دقیقا به الکتریسیته تبدیل می‌کند.
به گزارش سرویس علم و فن آوری پایگاه اطلاع رسانی صبا به نقل از برنا، گرمای خروجی از خودروها و کارخانه‌ها منبع عظیمی از انرژی را در خود ذخیره کرده و در حال حاضر روش‌های گوناگونی برای تبدیل این انرژی به الکتریسیته طراحی شده است.

دانشمندان دانشگاه مینیسوتا، به تازگی آلیاژی تولید کرده‌اند که انرژی گرمایی را مستقیما به انرژی الکتریسیته تبدیل می‌کند.

بر اساس گزارش پاپ سای، این آلیاژ از چندین عنصر مختلف تشکیل شده که هنگام مواجهه با گرما در عناصر جامد این آلیاژ خاصیت مغناطیسی بسیار قوی ایجاد می‌شود.

دانشمندان در آزمایشگاه، بعد از این‌که به کمک گرما در این آلیاژ خاصیت مغناطیسی بسیار قوی ایجاد کردند، با قرار دادن یک سیم‌پیچ موفق به تولید انرژی الکتریسیته شدند.
 
تصاویر نامربوط با مطلب:
 
صاعقه بر برج ایفل

برخورد صاعقه به هواپیمای مسافربری ایرانی

پیشرفــــت

مایکل، راننده اتوبوس شهری، مثل همیشه اول صبح اتوبوسش را روشن کرد و در مسیر همیشگی شروع به کار کرد. درچند ایستگاه اول همه چیز مثل معمول بود و تعدادی مسافر پیاده می شدند و چند نفر هم سوار می شدند. در ایستگاه بعدی، یک مرد با هیکل بزرگ، قیافه ای خشن و رفتاری عجیب سوار شد..

او در حالی که به مایکل زل زده بود گفت: «تام هیکل پولی نمی ده!» و رفت و نشست.

مایکل که تقریباً ریز جثه بود و اساساً آدم ملایمی بود چیزی نگفت اما راضی هم نبود. روز بعد هم دوباره همین اتفاق افتاد و مرد هیکلی سوار شد و با گفتن همان جمله، رفت و روی صندلی نشست و روز بعد و روز بعد…

این اتفاق که به کابوسی برای مایکل تبدیل شده بود خیلی او را آزار می داد. بعد از مدتی مایکل دیگر نمی تواست این موضوع را تحمل کند و باید با او برخورد می کرد. اما چطوری از پس آن هیکل بر می آمد؟ بنابراین در چند کلاس بدنسازی، کاراته و جودو و …. ثبت نام کرد. در پایان تابستان، مایکل به اندازه کافی آماده شده بود و اعتماد به نفس لازم را هم پیدا کرده بود.

بنابراین روز بعدی که مرد هیکلی سوار اتوبوس شد و گفت: «تام هیکل پولی نمی ده!» مایکل ایستاد، به او زل زد و فریاد زد: «برای چی؟»

مرد هیکلی با چهره ای متعجب و ترسان گفت: «تام هیکل کارت استفاده رایگان داره.»

نکته: گاهی شرایطی که در نظر ما نامساعد است باعث پیشرفت ما می شود.

ایده خوب ...

 

ایده خــوب واســه دیــر رســیـدن ســـر کــلاس...

ادامه نوشته

به سلامتی...

♣♣♣♣♣به سلامتی رفیق♣♣♣♣♣


.به سلامتی کسی که وقتی بردم گفت :

اون رفیق منه

وقتی باختم گفت :

من رفیقتم .

♣♣♣♣♣به سلامتی رفیق♣♣♣♣♣

و  به سلامتیه دوست نازنینی که گفت:

قبر منو خیلی بزرگ بسازین…. چون یه دنیا ارزو با خودم به گور میبرم !

♣♣♣♣♣به سلامتی رفیق♣♣♣♣♣

و به سلامتی همه ی رفیقای راه و نیمه راهم..

حسنک

سلام به همه فیضی های عزیز...

بعد از یه مدت طولانی بالاخره اومدم...

میخوام براتون یه شعر بذارم اما به خاطر اینکه طولانیه همشو نمیذارم...اگه خوشتون اومد بگید تا بقیشو هم توی وبلاگ بذارم...

ادامه نوشته

سربازی خانوم ها...بخونید


صبحگاه:

فرمانده: پس این سربازه‌ها (بجای واژه سربازبرای خانمها باید بگوییم سربازه !)

کجان؟

معاون: قربان همه تا صبح بیدار بودن داشتن غیبت میکردن

ساعت ۱۰ صبح همه بیدار میشوند…

سلام سارا جان

سلام نازنین، صبحت بخیر…

عزیزم صبح قشنگ تو هم بخیر

سلام نرگس

سلام معصومه جان

ماندانا جون، وای از خواب بیدار میشی چه ناز میشی

صبحانه:

وا…اقای فرمانده، عسل ندارید؟

چرا کره بو میده؟

ادامه نوشته

تبریک مگم

تبریک میگم...

امروز اولین روز از بقیه ی عمر شماست!

فک و فامیله داریم؟

خواهرم به من گفته از بیرون میای یه خودکار برام بگیر منم براش گرفتم اوردم دادم بهش ازم میپرسه این مارکش چیه؟ میگم گورخر خودکار رو گرفته دیده میگه خیلی دروغگویی این که zebra هست.
فک و فامیله داریم.؟؟؟؟؟؟؟ 

 

به فامیلمون گفتم تونستی واسم شارژ بگیر برداشته به جای كد رمز،شماره سریال و واسم فرستاده فك وفامیله داریم؟؟؟؟؟

 

هفته پیش رفتیم خونه یکی از این فامیلا !! داشت به ما میگفت رفتم سکه هام رو فروختم 40 میلیون سود کردم !! دیروز میگم 100 تومان داری دستی بدی ؟
میگه والا دست و بالم خالیه :O
اینم فک و فامیل داریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ادامه نوشته

شجاعت

 شجاعت

یکی از دبیرستان های تهران هنگام برگزاری امتحانات سال ششم دبیرستان به عنوان موضوع انشا این مطلب داده شد که:

”شجاعت یعنی چه؟”



محصلی در قبال این موضوع فقط نوشته بود :

” شجاعت یعنی این ”

و برگه ی خود را سفید به ممتحن تحویل داده بود و رفته یود !



اما برگه ی آن جوان دست به دست بین دبیران گشته بود و همه به اتفاق و بدون …استثنا به ورقه سفید او نمره ۲۰ دادند



فکر میکنید اون دانش آموز، چه کسی می تونست باشه؟

.

.

.

.

.

.

!!!دکتر علی شریعتی!!!

اطلاعیه3

سلام به دوستان عزیز ...

آقا تصمیم براین شد که انشاالله ۴ مهر بریم کلاس ........

ماشاالله نیست همه مشتاق علمیم ..!!!

فکر کنم تو کل کلاس دو نفر موافق بودن ۲۸ بریم دانشگاه که خودشون پشیمون شدن ...

( از یکیشون بعید نبود   اما اون یکی چی شده بود زده بود به سرش نمیدونم والا، چون تا حالا سابقه نداشته ... حالا اسم نمیخوام ببرم اما میثم رو میگم.......)

اینو داخل پرانتز گذاشتم یاد پرانتز دانشگامون افتادم که دیگه .... هــــــــــــــی

به هرحال تا ۴ مهر روزهای خوبی درپیش داشته باشید.....

موفق باشید....

دانشجوی عزیز

دانشجوی عزیز ..

دوست تحصیل کرده ی من

شمایی که فردا قراره دکتر ، مهندس این جامعه باشی


واقــــــــــــعا نمــــــــیدونی سر کلاس باید موبایلتـــــــو خامـــــــوش کــــــــنی

.

.

.

.

.

نمی بینـــی خـــوابــیــــــــم ؟

دکل برق

 

کی میدونــــه دکل های برق وقتی برق میره، چیکار می کنند؟؟؟

 

ادامه نوشته

چرا ؟؟؟

 

تا حـــــالا دقت کردید همیــــــشه همیــــــــنجوریــــــه ..........

آخه چـــــرا ؟؟؟

 

ادامه نوشته

خلبان های نابینا


دو خلبان نابینا که هردو عینک های تیره به چشم داشتند، در کنار سایر خدمه پرواز به سمت هواپیما آمدند؛ در حالی که یکی از آنها عصایی سفید در دست داشت و دیگری به کمک یک سگ راهنما حرکت می کرد.

زمانی که دو خلبان وارد هواپیما شدند، صدای خنده ناگهانی مسافران فضا را پر کرد. اما در کمال تعجب دو خلبان به سمت کابین پرواز رفته و پس از معرفی خود و خدمه پرواز، اعلام مسیر و ساعت فرود هواپیما، از مسافران خواستند کمربندهای خود را ببندند. در همین حال، زمزمه های توام با ترس و خنده در میان مسافران شروع شده و همه منتظر بودند، یک نفر از راه برسد و اعلام کند این ماجرا فقط یک شوخی یا چیزی شبیه دوربین مخفی بوده است. اما در کمال تعجب و ترس آنها، هواپیما شروع به حرکت روی باند کرده و کم کم سرعت گرفت، هر لحظه بر ترس مسافران افزوده می شد چرا که می دیدند هواپیما با سرعت به سوی دریاچه کوچکی که در انتهای باند قرار دارد، می رود.

هواپیما همچنان به مسیر خود ادامه می داد و چرخ های آن به لبه دریاچه رسیده بود که مسافران از ترس شروع به جیغ و فریاد کردند
اما در این لحظه هواپیما ناگهان از زمین برخاست و سپس همه چیز آرام آرام به حالت عادی بازگشته و آرامش در میان مسافران برقرار شد.
در همین هنگام در کابین خلبان، یکی از خلبانان به دیگری می گوید: باب! یکی از همین روزا بالاخره مسافرها چند ثانیه دیرتر شروع به جیغ زدن می کنن و اون وقت کار همه مون تمومه...



مشکلات فرصتهایی هستند که به شما داده شده اند تا بتوانید
جوهر وجود خود را بروز دهید و حداکثر تلاش خود را بکنید.

اطلاعیه2

سلام مجدد بچه ها.........

آقا امروز آزماشین۲ هم ارائه شد که گروهاشونو به ترتیب براتون زدم.........

گروه۱  سه شنبه ساعت   ۱۳.۵-۱۵

گروه۲  چهارشنبه ساعت ۸-۹.۵

گروه۳ چهارشنبه ساعت ۱۶.۵-۱۸

آقا تعدادی از بچه های کلاس تربیت بدنی گروه ۱۶(پنجشنبه ها ساعت ۱۱) برداشتند گفتند اعلام کنیم هرکسی میتونه تربیت بدنی هم این ترم برداره.......

راستی شروع کلاسها رو زده ۲۵شهریور که برا ما میشه ۲۸ شهریور و تعدادی از بچه ها تصمیم دارن همون ۲۸ ام برن کلاس ، هرکسی موافق یا مخالفه اعلام کنه تا یه تصمیمی بگیریم.......(فقط خواهشن نگید تابع جمع هستید!!!)

نظر بدیدا ........

زنان فداکار

بر بالایتپه ای  در شهر وینسبرگ آلمان، قلعه ای قدیمی‌و بلند وجود دارد که مشرف بر شهر است. اهالی وینسبرگ افسانه ای جالب در مورد این قلعه دارند که بازگویی آن مایه مباهات و افتخارشان است.

افسانه حاکی از آن است که در قرن 15، لشکر دشمن این شهر را تصرف و قلعه را محاصره می‌کند.اهالی شهر از زن و مرد گرفته تا پیر و جوان، برای رهایی از چنگال مرگ به داخل قلعه پناه می‌برند.

فرمانده دشمن به قلعه پیام می‌فرستد که قبل از حمله ویران کننده خود حاضر است به زنان و کودکان اجازه دهد تا صحیح و سالم از قلعه خارج شده و پی کار خود روند.

پس از کمی ‌مذاکره، فرمانده دشمن به خاطر رعایت آیین جوانمردی و بر اساس قول شرف، موافقت می‌کند که هر یک از زنان در بند، گرانبها ترین دارایی خود را نیز از قلعه خارج کند به شرطی که به تنهایی قادر به حمل آن باشد.

نا گفته پیداست که قیافه حیرت زده و سرشار از شگفتی فرمانده دشمن به هنگامی‌که هر یک از زنان شوهر خود را کول گرفته و از قلعه خارج می‌شدند بسیار تماشایی بود.

شورش

نشینید تا هرکاری که میخوان بکنن




سلام دوستان



دانشگاه ما دست به یه سری کارایی زده که باعث شده دانشجوهاش یه کم اذیت بشن

مثلا همین که باید شهریه ی ثابت رو نقدا  می ریختیم و هرکسی که نمی ریخت پرتالش باز نمیشد!!


اقدام بعدی شون هم گرونی غذا هاس

اگه بنا بر این شد که غذاها با همون کیفیت قبلی چند برابر گرون بشه باید اعتراض کنیم

پیش خودشون چی فکر کردن؟؟؟ما رو یه مشت ترسو ی بد بخت دیدن!

باید یه کم اتحاد از خودمون نشن بدیم!

ماشالله 4 ترم دانشجو بودیم ....دریغ از یه ذره کار جمعی....دریغ از یه ذره اتحاد و مودت

هرکسی میخواد یه طوری باشه که ضرر نکنه و بقیه رو بیخیال میشه...


من از همین جا اعلام برائت میکنم



اطلاعیه

سلام به دوستان عزیز....

تعدادی از بچه ها به مدیر گروه مراجعه کردند و خواستار برگزاری جبر در سه روز دوم شدند که مدیر گروهمون گفتند کسانی که مایل هستند روزهای شنبه و یکشنبه به ایشون مراجعه کنندو پیش ایشون ثبت نام کنند تا اگر به حد نصاب رسید این درس رو ارائه کنند..

ضمنا اگر خواستید دانشگاه برد ببینید چه ساعتی هستند بعد به ایشون مراجعه کنید...

انتخاب واحد

سلام به همکلاسی های عزیز

قبل از هرچیزی بگم آقا فردا انتخاب واحدمونه دوستان به بچه هایی که اطلاع ندارن، اطلاع بدند، امروز یکی دو نفری بهم زنگ زدن میگن انتخاب واحدمون کیه؟؟؟ این قضیه شهریه ثابت چیه؟؟؟ منو میگی....!!!

خب بگذریم....

فردا انتخاب واحدمون شروع میشه که دروس ارائه شده به همراه گروه و اساتیدش رو در جدول زیر قرار دادم.......

ی چندتا نکته...

یکی اینکه این ترم دروس آزمایشگاهیمون 3ساعته برگزار میشه !!! (البته نه همه ...)

درس آز ماشین1  باتوجه به برنامه، فعلا ارائه نشده و تکلیفی نداره ...... البته درخواستش رو دادیم که ارائه کنند، دیگه .... شاید امروزتکلیفش مشخص بشه! به هرحال فکر نکنم در برناممون تداخلی ایجاد کنه چون جز دروس آزمایشگاهی تک تایمه هستش.....

در مورد دروس عمومی اکثرا میتونیم انقلاب یا اخلاق رو برداریم.

 انقلاب سه شنبه ها 3 تا گروه ارائه شده که ما میتونیم گروه 11( 15-16.5 ) و12 ( 16.5-18 ) رو انتخاب کنیم.....

در مورد اخلاق هم که چهارشنبه ها (18-19.5 )گ11 ارائه شده، والا نزده برا کارشناسیا و نمیدونم چجوریه اما فکر کنم بتونیم بگیریم (بیایید اخلاق بردارید من تنهام......) اینم بگم که ظرفیتش ۱۰ نفر هستش، حالا یه صحبتی کردم شاید زیاد شد!!!

**** آقا دوتا گروه برا خودمون گذاشتند گ۱۱(چهارشنبه ۱۶.۵-۱۸) و گ۱۲ (چهارشنبه ۱۸-۱۹.۵)البته ظرفیت هرکدوم ۵ نفر بیشتر نیست...****

راستی دیگه دروس عمومی رو تو جدول نذاشتم خودتون ببیند هرکدوم گروه ها تداخل ندارن انتخاب کنید...

روز و ساعت

۸-۹:۳۰ ۹:۳۰-۱۱ ۱۱-۱۲:۳۰ ۱۳:۳۰-۱۵ ۱۵-۱۶:۳۰ ۱۶:۳۰-۱۸ ۱۸-۱۹:۳۰
۳ شنبه ...

بررسی

گ۱

آقای نوبختی

آزالک۲

گ۱

خانم عطارزاده

و

آزمنطقی

گ۳

خانم توحیدی

آزالک۲

گ۱

خانم عطارزاده

و

آزمنطقی

گ۳

خانم توحیدی

آزالک۲

گ۲

خانم خدامی

و

آزمنطقی

گ۱

خانم توحیدی

آزالک۲

گ۲

خانم خدامی

و

آزمنطقی

گ۱

خانم توحیدی

معماری کامپیوتر

گ۱

خانم اکبری

۴ شنبه ...

معماری کامپیوتر

گ۱

خانم اکبری

الکترونیک۲

گ۱

خانم فتاحپور

محاسبات عددی

گ۱

خانم موسوی

کنترل خطی

گ۱

استاد زارع

آزالک۱

گ۱

خانم خدامی

و

آزمنطقی

گ۲

خانم فتاحپور

آزالک۱

گ۱

خانم خدامی

و

آزمنطقی

گ۲

خانم فتاحپور

۵ شنبه

ماشین۲

گ۱

آقای حسنی

کنترل خطی

گ۱

استاد زارع

...

بررسی

گ۱

آقای نوبختی

الکترونیک۲

گ۱

خانم فتاحپور

ماشین۲

گ۱

آقای حسنی

...

راستی ی خبر غذایی هم بدم اینکه قیمت غذاهامون میشه 1500 ...

البته با همون کیفیت قبل...

البته اگر خبرش مثل تابلو سردر دانشگاه نباشه......

 

خبر جدید:

آخرین خبر در مورد آز ماشین اینکه فعلا ارائه نشده و موکول شده به زمان حذف و اضافه ...

و احتمالا برنامه یه تغییرات جزئی داشته باشه... اما فعلا طبق همین برنامه واحداتونو انتخاب کنید... فکر کنم مشکل ترم های قبل رو باز داشته باشیم....

کاش

کوچک که بودیم چه دلهای بزرگی داشتیم

اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم

کاش دلهامون به بزرگی بچگی بود

کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش می توان خواند

کاش برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن نداشتیم

کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود

کاش قلبها در چهره بود

اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد

و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم

سکوت پُر، بهتر از فریادِ تو خالیست

سکوتی را که یک نفر بفهمد

بهتر از هزار فریادی است که هیچکس نفهمد

سکوتی که سرشار از ناگفته هاست

ناگفته هایی که گفتنش یک درد و نگفتنش هزاران درد دارد

 

موس مردم آزار

موس مردم آزار

دو تا خبر.....

سلام به دوستان عزیز....

امیدوارم حالتون خوب باشه......

دو تا خبر در مورد انتخاب واحد ترم جدید:

یکی اینکه انتخاب واحد کنترلی ها از نوع کارشناسیش  از ۱۵- تا ۱۷ شهریور هستش ...

و خبر دوم و البته خبر بد مربوط به پرداخت شهریه ی ثابت به صورت نقدی است که باید ورودی های ۸۸ و ۸۹ مبلغ ۱۷۶۰۰۰۰ ریال و ورودی های ۹۰ مبلغ ۲۲۶۰۰۰۰ ریال به عنوان شهریه ی ثابت ترم نقدا به حساب دانشگاه واریز کنند در غیر اینصورت پرتال جهت انتخاب واحد باز نمیشه (توجه مینمویید؟؟؟ آیا؟؟؟)

لازم به ذکر است که شهریه رو ب چند طریق می توان پرداخت کرد که برای اطلاعات بیشتر یا به صفحه اول دانشگاه مراجعه کنید یا برید به آدرسی که لینکش رو براتون گذاشتم.........

http://www.feiz.ac.ir/newspage.asp?idn=201

تذکر: فقط تا قبل از انتخاب واحدمون فرصت داریم شهریه ثابت رو پرداخت کنیم یعنی تا ۱۴ شهریور.....

مداد باش

پسرک از پدر بزرگش پرسید :

- پدر بزرگ درباره چه می نویسی ؟

پدربزرگ پاسخ داد :
درباره تو پسرم ، اما مهمتر از آنچه می نویسم ، مدادی است که با آن می نویسم . می خواهم وقتی بزرگ شدی ، تو هم مثل این مداد بشوی !

پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید :
- اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام !

پدر بزرگ گفت : بستگی داره چطور به آن نگاه کنی ، در این مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان بیاوری ، برای تمام عمرت با دنیا به آرامش می رسی :

صفت اول : می توانی کارهای بزرگ کنی ، اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند . اسم این دست خداست ، او همیشه باید تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد .

صفت دوم : باید گاهی از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی . این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار ، نوکش تیزتر می شود ( و اثری که از خود به جا می گذارد ظریف تر و باریک تر ) پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی ، چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی .

صفت سوم : مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه ، از پاک کن استفاده کنیم . بدان که تصحیح یک کار خطا ، کار بدی نیست ، در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری ، مهم است .

صفت چهارم : چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست ، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است . پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است .

و سر انجام پنجمین صفت مداد : همیشه اثری از خود به جا می گذارد . پس بدان هر کار در زندگی ات می کنی ، ردی از تو به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کار می کنی ، هشیار باشی و بدانی چه می کنی .

 

جان باختن "عسل" بر اثر برق گرفتگی...

بار دیگر خانواده یک بیمار مرگ مغزی با موافقت برای انجام عمل پیوند عضو، اتفاقی به یادماندنی و زیبا را خلق کردند.
 
دختری 2 ساله که جان خیلی ها را نجات داد ! (عکس) www.taknaz.ir

این بار متوفی دختر دو ساله‌ای به نام «عسل» بود که به علت برق‌گرفتگی دچار مرگ مغزی شد.

پدر 27 ساله عسل می‌گوید: بدنه کولر ما به دلیل نقص در سیم‌کشی برق داشت به همین دلیل من برق آن را قطع کرده بودم. وقتی هوا کم کم گرم شد، از پدرم خواستم بیاید اتصالی آن را درست کند چون عسل - که 2 سال و دو ماه سن داشت و تازه راه رفتن را یاد گرفته بود - ممکن بود به آن دست بزند.

ادامه نوشته

قیافه ی مراقب

 

تاحالا دقت کردید موقع امتحان وقتی صدای پچ پچ میاد قیافه مراقب اینجوریه....

ببینید....

ادامه نوشته

یکم خنده هم بد نیست

لذتي که در کشتن پشه هست در شکار ببر بنگال نيست. (اینو ب خاطر میثم گذاشتم)

====================================================

سه نفر دير به قطار ميرسن ، دنبالش ميدون ، دو تاشون سوار ميشن ، سومي نمي رسه ، شروع ميکنه به خنديدن . ميگن چرا ميخندي ؟ ميگه : آخه اونا واسه بدرقم اومده بودن...

====================================================

نقل قول از يه پسر

خرج عروسي رو که ما پسرا ميديم اونوقت ميگن عروسي !
خونه ام که ما پسرا ميگيريم ميشه خونه ي عروس !
از اون بدتر جونت درميره کار ميکني يه ماشين ميخري اونم ميشه ماشين عروس !
ديگه بدتر ۲روز ديگه بچه خواهرت به مامانش ميگه مامان مامان بريم خونه زن دايي اينا !
اون وقت دخترا ميگن حقشون ضايع شده.

.

.

ادامه نوشته