فقر از دید دکتر شریعتی
فقر واقعی از دید دکتر شریعتی
میخواهم بگویم ......
فقر همه جا سر میكشد .......
فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی هم نیست ......
فقر ، چیزی را " نداشتن " است ، ولی ، آن چیز پول نیست ..... طلا و غذا نیست .......
فقر ، همان گرد و خاكی است كه بر كتابهای فروش نرفته ی یك كتابفروشی می نشیند ......
فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است ، كه روزنامه های برگشتی را خرد میكند ......
فقر ، كتیبه ی سه هزار ساله ای است كه روی آن یادگاری نوشته اند .....
فقر ، پوست موزی است كه از پنجره یك اتومبیل به خیابان انداخته میشود .....
فقر ، همه جا سر میكشد ........
فقر ، شب را " بی غذا " سر كردن نیست ..
فقر ، روز را " بی اندیشه" سر كردن است
+ نوشته شده در شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۱ ساعت 11:0 توسط فریده هزاره (90)
|
وبلاگ دانشجویان رشته ی برق گرایش کنترل موسسه آموزش عالی (دانشگاه) غیر انتفاعی علامه فیض کاشان