افسوس تکراری
تقديم به ا.گ.ك
پیری برای جمعی سخن میراند، لطیفهای برای حضار تعریف کرد كه همه دیوانهوار خندیدند.
بعد از لحظهای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند....
او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.
او لبخندی زد و گفت :وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطیفهای یکسان بخندید، پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئلهای مشابه ادامه میدهید؟
گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید.
منبع: سايت داستانك
+ نوشته شده در یکشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۰ ساعت 0:6 توسط علیرضا کم صدا آرانی (88)
|
وبلاگ دانشجویان رشته ی برق گرایش کنترل موسسه آموزش عالی (دانشگاه) غیر انتفاعی علامه فیض کاشان