برای بهترین بهترینها
من به خال لبت اى دوست گرفتار شدم
چشم بیمــــار تــــو را دیــدم و بیمار شدم
فارغ از خود شدم و كوس اناالحق بزدم
همچــــو منصــور خــــــریدار سرِ دار شدم
غم دلدار فكنده است به جانم، شررى
كـــه بـــه جــــان آمدم و شهره بازار شدم
درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز
كه من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم
جــــامــه زهد و ریا كَندم و بر تن كردم
خــــرقــــه پیــــر خـــراباتى و هشیار شدم
واعـــظ شهــر كــه از پند خود آزارم داد
از دم رنــــد مــــىآلــــوده مــــَددكار شدم
بگـــذاریــــد كــــه از بتكــده یادى بكنم
مـــن كـــه با دستِ بت میكده، بیدار شدم
از اشعار امام خمینی(ره)
+ نوشته شده در سه شنبه ۷ تیر ۱۳۹۰ ساعت 19:16 توسط ميثم اسدي (89)
|
وبلاگ دانشجویان رشته ی برق گرایش کنترل موسسه آموزش عالی (دانشگاه) غیر انتفاعی علامه فیض کاشان