مادر
اگر گاهی ندانسته به احساس تو خندیدم
و یا از روی خود خواهی فقط خود را قشنگ دیدم
اگر از دست من در خلوت خود گریه می کردی
اگر بد کردم و هـــــــــرگز به روی من نیاوردی
اگر تو مهــــربان بودی و من نامهــــــــــــربان بودم
برای دیگـــــران بهـــار و برای تو خــزان بودم
اگر تو با تحـــــــــــمل گله از خودخواهی ام کردی
اگر زجـــــــری کشیدی تو گاهی از زبـــان من
اگر رنجیده خــــاطر گشتی از لحن بیـان من
گناهم را ببخش مادر![]()
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۰ ساعت 11:25 توسط سعیده شعیبی (89)
|
وبلاگ دانشجویان رشته ی برق گرایش کنترل موسسه آموزش عالی (دانشگاه) غیر انتفاعی علامه فیض کاشان