سبز خواهم شد...
درختی که تن به قیچی باغبان ندهد ، سال دیگر نمیتواند رشد کند و محصول بدهد...
و سنگی که از ضربات پیکر تراش آزرده نشود ، مجسمه خوبی نخواهد بود ...
تنم را به قیچی باغبان خواهم سپرد و پیکرم را به ضربات چکش و قلم سنگتراش ....
اگر خرد شدم و یا در یلدای طولانی و زمستان سخت از پا افتادم ، که هیچ ...
ولی اگر بهار را درک کردم ، حتما دوباره جوانه خواهم زد و سبز خواهم شد ...
با برگهای جدید و شاخه هایی با انعطاف و بس خرّم و سایه گستر ...
سبز خواهم شد ... سبز تر از هر سبزی ....
و ... زیبا خواهم شد ... زیباتز ار هر زیبایی ...
+ نوشته شده در شنبه ۵ فروردین ۱۳۹۱ ساعت 17:28 توسط محمدرضا دهقانی (89)
|
وبلاگ دانشجویان رشته ی برق گرایش کنترل موسسه آموزش عالی (دانشگاه) غیر انتفاعی علامه فیض کاشان