واقعا که...!

چند وقت پيش با بابام دعوام شد، دستشو برد بالا که

بزنه تو صورتم…!

منم يهو رفتم تو فاز هندي گفتم:

بزن بابا..!

بزن !

بزن بذار بفهمم که پدر بالا سرمه…!

بزن که بفهمم هنوز بي صاحاب نشدم…!

 بزن بابا!

و در نهايت ناباوري بابام زد تو گوشم

 

ادامه نوشته

بدون شرح

 

آخر و عاقبت ترساندن دخترها...!!!

.

.

.

ببینید شاید درس عبرتی براتون بشه...

 

ادامه نوشته

داستانک اعتصاب زن ها

سه تا زن انگلیسی ، فرانسوی و ایرانی با هم قرار میزارن که اعتصاب کنن و دیگه کارای خونه رو نکنن تا شوهراشون ادب بشن و بعد از یک هفته نتیجه کارو بهم بگن !

بعد از انجام این کار دور هم جمع شدن ، زن فرانسوی گفت : به شوهرم گفتم که من دیگه خسته شدم بنابراین نه نظافت منزل، نه آشپزی ، نه اتو و نه . . . خلاصه از اینجور کارا دیگه بریدم .
خودت یه فکری بکن من که دیگه نیستم یعنی بریدم !
روز بعد خبری نشد ، روز بعدش هم همینطور .
روز سوم اوضاع عوض شد، شوهرم صبحانه را درست کرده بود و آورد تو رختخواب من هم هنوز خواب بودم ، وقتی بیدار شدم رفته بود . 

زن انگلیسی گفت : من هم مثل فرانسوی همونا را گفتم و رفتم کنار .
روز اول و دوم خبری نشد ولی روز سوم دیدم شوهرم لیست خرید و کاملا تهیه کرده بود ، خونه رو تمیز کرد و گفت کاری نداری عزیزم منو بوسید و رفت .

زن ایرانی گفت : من هم عین شما همونا رو به شوهرم گفتم !
اما روز اول چیزی ندیدم !
روز دوم هم چیزی ندیدم !
روز سوم هم چیزی ندیدم !
شکر خدا روز چهارم یه کمی تونستم با چشم چپم ببینم !

یعنی تا این حد !!!

گپ و گفتی با شیطان

روز مصاحبه:

جناب شیطان با دو ساعت تاخیر حاضر شد. وقتی هم که رسید عذرخواهی کرد و گفت:
مأموریت خطیری پیش اومد که از دوستان ساخته نبود و می بایست خودم انجام می دادم.
پیش از انجام مصاحبه گفتم:
با چه تضمینی باور کنم که در جریان مصاحبه بر مبنای صداقت در گفتار سخن خواهی گفت؟
خندید و گفت: دلیلی ندارد دروغ بگویم. چون من به حربه ای مجهزم که اگر پرده از تمام اسرار من برداشته شود باز هم می توانم به خواسته های خود دست یابم.
گفتم: چه حربـه ای؟
جواب داد: غفلت؛ انسانها را به خواب نوشین غفلت می برم و آن وقت نقشه هایم را عملی می کنم.
سوگند یاد می کنم که تا انتقامم را باز نستانم ، شما آدمیان را لحظه ای آسوده نخواهم گذاشت، پیوسته بر سر راهتان در کمین می نشینم و راهزن راهتان می شوم. اکنون ببینید چگونه راه نجات را بر شما خواهم بست...

متن مصاحبه:

عبدالله: خودتان را معرفی کنید.
شیطان: فردی هستم از طایفه جن. مسمی به اسم خاص "ابلیس" و مشهور به اسم عام "شیطان"؛ البته اسامی و اوصاف دیگری هم دارم که چندان معروف نیستند نظیر وسواس، خنّاس، عزازیل، عفریت، شیصبان، حارث، مارد، غوی، رجیم، ابو مره، ابولبین، مذموم، مرید و…

عبدالله: پیشه و شغل شما چیست؟
شیطان: مشاغل فراوانی دارم؛ گاهی مسافر کشم؛ سر دو راهی حق و باطل می ایستم و مسافران را در جاده گمراهی در بست به سفر جهنم می برم. گاهی کشاورزم و بذر کینه و نفاق را در زمین دلها می افشانم. گاهی نقاشم؛ رنگ بطلان به چهره حقیقت می زنم و جامه کژی برقامت راستی می پوشانم. گاهی هم خلبانم؛ با بالهای وسوسه و القاء آنقدر بر فراز قلب آدمی چرخ می زنم تا باند مناسب برای فرود بیابم.
ادامه نوشته

زن ایرانی

یه پسر انگلیسی به پسر ایرانی میگه:چرا خانوماتون با مردا دست نمیدن؟

یعنی انقدر مرداتون شهوت پرستن؟

پسرایرانیه میگه:چرا هر مردی نمیتونه دست ملکه شمارو لمس کنه؟

پسر انگلیسی عصبانی میشه و میگه:ملکه فرد عادی نیست فقط با افراد خاص دست میده.

پسر ایرانی میگه:خانوم های سرزمین من همه ملکه اند...

با هوشا اینو جواب بدن.........

 

بچه ها یه سوال هرکی تونست جواب بده خداییش خیلی باهوشه...

برای مشاهده به ادامه مطلب برید....

 

ادامه نوشته

ماه رمضان در ترکیه

بازار "عطارین" که یکی از مهمترین و بزرگترین بازارهای قدیمی تجاری در قلب پایتخت استانبول است، قبل و در ایام ماه رمضان باز می باشد. سفره های افطاری مسلمانان این کشور شامل زیتون، پنیر، خرما و دیگر مواد غذایی است که برخی از آنها از دوران عثمانی به جا مانده است.
"شوربای گرم" که از غذاهای اساسی در سفره های ترکیه به شمار می رود، در سفره های افطاری نیز یافت می شود. در ماه مبارک رمضان در برخی از شهرهای ترکیه چادرهایی در میادین و اماکن عمومی به منظور ارائه افطاری رایگان میان مسلمانان گسترانده می شود .
بر اساس عادتی دیرینه و قدیمی هنگام سحر، سحرخوان به خیابانها و کوچه ها می آید و برای بیدار کردن مسلمانان جهت خوردن سحری و اقامه نماز آواز می خواند. آنچه در ترکیه بیش از همه جلوه گری می کند، خواندن  قرآن کریم می باشد که مسلمانان در مساجد آن را تلاوت می کنند و گاهی نیز به تفسیر آن می پردازد.

برپایی 5 نوبت نماز جماعت در ماره رمضان در ترکیه....

ادامه نوشته

یک داستان جالب(حتما بخونید)

مردی با دوچرخه به خط مرزی میرسد.
 
 
او دو کیسه بزرگ همراه خود دارد.
 
 
 مامور مرزی میپرسد : « در کیسه ها چه داری؟». او میگوید «شن» 
 
 
مامور او را از دوچرخه پیاده میکند و چون به او مشکوک بود ، یک شبانه روز او را بازداشت میکند ، ولی پس از بازرسی فراوان ، واقعاً جز شن چیز دیگری نمییابد.
 
 
بنابراین به او اجازه عبور میدهد.
 
 
هفته بعد دوباره سر و کله همان شخص پیدا میشود و مشکوک بودن و بقیه ماجرا...
 
 
این موضوع به مدت سه سال هر هفته یک بار تکرار میشود و پس از آن مرد دیگر در مرز دیده نمیشود.
 
 یک روز آن مامور در شهر او را میبیند و پس از سلام و احوال پرسی ، به او میگوید : من هنوز هم به تو مشکوکم و میدانم که در کار قاچاق بودی ، راستش را بگو چه چیزی را از مرز رد میکردی؟
 
 
 قاچاقچی میگوید : دوچرخه!
 
 
بعضی وقت ها موضوعات فرعی ما را به کلی از موضوعات اصلی غافل میکند

ثبت­نام دوره­های عتبات دانشجویی آغاز شد

سلام. امیدوارم نماز و روزه­های همگی دوستان قبول باشه. ثبت­نام دوره­های عتبات دانشجویی از امروز 4 مرداد 1391 شروع شده و تا 12 مرداد 1391 ادامه داره  ثبت­­نام توی پنج گروه انجام می­شه که این پنج تا گروه اینجویه:

1- پسرای مجرد که می­تونن تنهایی ثبت­نام کنن

2- دخترای مجرد که حتما باید با یکی از محارمشون ثبت­نام کنن

3- دانشجوهای متاهل که حتما باید با همسرشون ثبت­نام کنن

4- کارمندای دانشگاه­ها

5- اساتید دانشگاه­ها

بعد از ثبت­نام تازه قرعه­کشی در راهه که نتیجش 14 مرداد مشخص می­شه.

اما هزینه سفر حدودا 590 هزارتومنه که شما برای تامینش 200هزارتومن توی بانک قرض­الحسنه مهر بخوابونین و عوضش 600هزارتومن وام بگیرین.

این سفر 8 روزس و علاوه بر زیارت مقبره امامایی که توی عراق خاکن، بازدید از شهر مدائن، زیارت قبر سلمان فارسی، بازدید از بیت حضرت امام(ره) در نجف، کتابخانه کاشف الغطاء و زیارت زید بن علی(ع) هم در دستور کاره.

با این تفاسیر اگه مایلین ثبت­نام کنین کافیه به آدرس زیر برین و ثبت­نامتونو شروع کنین.

www.labbayk.com

گفته ها.....

اینا حرفایی هستن که من خیلی بهشون اعتقاد دارم.خواستی بخونش.نظر نمیخوام بدی فقط فراموششون نکن....

بر سر گور کشیشی در کلیسای وست مینستر نوشته شده است: «کودک که بودم می خواستم دنیا را تغییر دهم. بزرگ تر که شدم متوجه شدم دنیا خیلی بزرگ است من باید انگلستان را تغییر دهم. بعدها انگلستان را هم بزرگ دیدم و تصمیم گرفتم شهرم را تغییر دهم. در سالخوردگی تصمیم گرفتم خانواده ام را متحول کنم. اینک که در آستانه مرگ هستم می فهمم که اگر روز اول خودم را تغییر داده بودم، شاید می توانستم دنیا را هم تغییر دهم.


اگر می خواهید مردم درباره شما خوب فکر کنند از خودتون تعریف نکنید(بلز پاسکال- نویسنده و فیلسوف فرانسوی)

در ميان ميليون‏ها ديروز و هزاران فردا، فقط يك امروز وجود دارد. پس امروز را از دست ندهيم.

زندگى مثل پيانوست. دكمه‏هاى سياه براى غم‏ها و دكمه‏هاى سفيد براى شادى‏ها؛ اما زمانى مى‏توانى آهنگى زيبا بنوازى كه دكمه‏هاى سفيد و سياه را با هم فشار دهى.

نبودهاى زندگى هميشه به نفع قوى‏ترين‏ها پايان نمى‏پذيرد، بلكه موفقيت، دير يا زود با كسى است كه بردن را باور دارد.

همه نمى‏توانند قهرمان باشند. برخى بايد كنار خيابان بنشينند و قهرمانان را تشويق كنند.

مردى كه كوه را از ميان برداشت، كسى بود كه شروع به برداشتن سنگ‏ريزه‏ها كرد.

هرگز نمى‏توانيد در حالى كه دست‏هايتان در جيبتان است از نردبان موفقيت بالا برويد.

هيچ وقت مغرور نشو. برگ‏ها وقتى مى‏ريزند كه فكر مى‏كنند طلا شده‏اند.

ترجيح مى‏دهم طورى زندگى كنم كه گويى خدا هست و وقتى مُردم بفهمم كه نيست، تا اينكه طورى زندگى كنم كه انگار خدا نيست و وقتى مُردم بفهمم كه هست.

تاريك‏ترين ساعت‏هاى شب، درست ساعت‏هاى قبل از طلوع خورشيد است.

هر چه روح به خدا نزديك‏تر باشد، آشفتگى‏اش كمتر است؛ زيرا نزديك‏ترين نقطه به مركز دايره، كمترين تكان را دارد

ماه مبارک رمضان

 بسم الله الرحمن الرحیم
 
دوستان گرامی  طاعات وعباداتتون قبول باشه.  این روزها بخصوص نزدیک افطار وقت خوبي براي دعا كردن و البته دعا کردن برای همه میباشد. از امام باید آموخت كه وقتي دعا میفرمودند به يك گروه خاص دعا نميکردند. ميفرمودند: اللَّهُمَّ أَغْنِ كُلَّ فَقِيرٍ یعنی :خدایاهمه ی فقيرها رو،بی نیازوغنی کن. اللَّهُمَّ اشْفِ كُلَّ مَرِيضٍ یعنی :خدایاهمه ی مریض هاروشفابده. دعا باید دعاي عمومي  باشد وباید خدا رو شكر كنيم كه خدا بر ما منت گذاشت كه اين ايام مبارك را درك كنيم و مفتخر شويم به اين كه در مهماني خداوند شركت كنيم.
ادامه نوشته

تصاویر جالب

 

 

 

 

 

ادامه نوشته

خدایا...

 

خدايا
در سمت تــــــــــــــوام، دلم باران، دستم باران، دهانم باران، چشمـــــــــــم باران...
روزم رابا بندگی تو پاگشا می کنم...
هر اذانـــــــــی که می وزد، پنجره هــــــا باز می شوند...
یاد تو کوران می کند...
هر اسم تو را که صدا می زنم....
مــــــاه در دهانم هزار تکه می شود...
کاش من ،همـــــــــــــه بودم...
باهمه ی دهان ها ترا صدا می زدم...
کفش های ماه را به پا کرده ام...
دوباره عـــــــازم توام...
تا بوی زلف یار در آبادی من است...
هرلب که خنده ای کند...
از شادی من است...
زندگی باتوست...

زندگی همین حالاســــــــــت ...

خانواده خوشبخت

 

 

به اینا میگن ی خانواده با احساس و خوشبخت .....

 

ادامه نوشته

طلبه ها چطوری زن میگیرن؟!


خنده بازار طنز آخر هفته (8) www.taknaz.ir

چگونه یک طلبه ازدواج می کند؟! www.taknaz.ir

ادامه نوشته

عجب هندوانه ای!!

نمیدونم چرا هر وقت میرم بازار از این هندوانه ها نصیبم میشه

ملاحظه بفرمایید!!


عجب هندوانه ای! (عکس)  www.taknaz.ir

ترین های اساتید

سلام به دوستان عزیز

امیدوارم طاعات و عباداتتون تا این لحظه مورد قبول درگاه احدیت واقع شده باشه....

یادتون باشه ترم قبل ی مطلبی گذاشتم با عنوان ترین های اساتید که استقبال چندان جالبی نشد و برا همین قصد نداشتم دوباره چنین مطلبی بذارم اما یکی از دوستان مشتاق این بخش بودند و چند باری گفته بودند که تصمیم گرفتم دوباره این مطلب رو بذارم به امید اینکه این بار استقبال کنید......

راستی اینم بگم که اساتیدی که این ترم باهاشون درس داشید مد نظره.....!!!

حالا سوالات رو بخونید و ترینها را انتخاب کنید :

 

1- خوش اخلاقترین استاد ؟

2- بد اخلاق ترین استاد؟

3-با معلومات ترین استاد ؟

4- کم معلومات ترین استاد؟

5- کدام استاد بهترین تدریسو داشت ؟

6- کدام استاد بدترین تدریسو داشت؟

7- خوش لباس ترین استاد ؟

8- بد لباس ترین استاد ؟  

9 - باکلاس ترین استاد ؟  

10 بی کلاس ترین استاد؟

 

موفق باشید ...

شعر زیبای مرد چهار زنه

دوستی داشتم لرستا نی           یار دیرینه ی دبستانی

دیدمش بعد سالیان دراز          همرهش چار زن همه طناز

مات و مبهوت گشتم از حالش        كه لری آهوان به دنبالش

گفتمش: چهار زن ؟ خدا بركت !     تو چگونه كنی ز جا حركت

گفت : این كار ماجرا دارد              هر یكی حكمتی جدا دارد

اولی را كه هست خوشگل و ناز         من گرفتم ز خطه ی شیراز

تا كه شب ها قرینه ام باشد                  سر او روی سینه ام باشد

بهر اوقات روزهایم نیز                        زن گرفتم ز خطه ی تبریز

چون زن ترك، خوش بر و بازوست    خانه دار و نظیف و كد بانوست

دست پختش كه محشر كبراست           بهتر از آن، سلیقه اش غوغاست

ظرف یك سال بسته ام بارم              چون زنی هم ز اصفهان دارم

كشد از ماست تار مویی                         را یادمان داده صرفه جو یی

را دركم و بیش اوستاد ست                         او متخصص در اقتصاد است

او بس كه در اقتصاد پا دارد             بی گمان فوق دكترا دارد

زن چارم كه ختم آنان است                 شیری از خطه ی لرستان است

گفتمش با وجود آن سه هلو                 زن چارم بر ای چیست؟ بگو

گفت گهگاه بنده گشتم اگر                        عصبانی ز همسران دگر

آن زمان جا ی آن سه تا، بی شك            این یكی را كشم به زیر كتك